حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
کردهاند . در بین راه که میرفتند ، شخصی از امام پرسید : چرا بیرون آمدی
؟ معنی سخنش این بود که تو در مدینه جای امنی داشتی ، آنجا در حرم جدت
، کنار قبر پیغمبر کسی متعرض نمیشد . یا در مکه میماندی کنار بیت الله
الحرام . اکنون که بیرون آمدی برای خودت خطر ایجاد کردی . فرمود :
اشتباه میکنی ، من اگر در سوراخ یک حیوان هم پنهان شوم آنها مرا رها
نخواهند کرد تا این خون را از قلب من بیرون بریزند . اختلاف من با آنها
اختلاف آشتی پذیری نیست . آنها از من چیزی میخواهند که من به هیچ وجه
حاضر نیستم زیر بار آن بروم . من هم چیزی میخواهم که آنها به هیچ وجه
قبول نمیکنند .
عامل سوم امر به معروف است . این نیز نص کلام خود امام است . تاریخ
مینویسد : محمد ابن حنفیه برادر امام در آن موقع دستش فلج شده بود ،
معیوب بود ، قدرت بر جهاد نداشت و لهذا شرکت نکرد . امام وصیتنامهای
مینویسد و آن را به او میسپارد : « هذا ما اوصی به الحسین بن علی اخاه
محمدا المعروف بابن الحنفیه » . در اینجا امام جملههایی دارد : حسین به
یگانگی خدا ، به رسالت پیغمبر شهادت میدهد . ( چون امام میدانست که
بعد عدهای خواهند گفت حسین از دین جدش خارج شده است ) . تا آنجا که
راز قیام خود را بیان میکند :
« انی ما خرجت اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما انما خرجت لطلب
الاصلاح فی امه جدی ، ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره
جدی و ابی علی بن ابیطالب علیه السلام » [١] .
[١] مقتل خوارزمی . ١٨٨ / ١