حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨
جدید داشته باشد ، تشنه میشود . خداوند متعال بدن را به گونهای ساخته است که وقتی به چیزی احتیاج دارد ، فورا همان احتیاج جلوه میکند . افرادی که زخم بر میدا رند ، میبینید فورا تشنگی بر آنها غالب میشود ، و این ، به واسطه رفتن خون از بدنشان است که چون بدن آماده میشود برای ساختن خون و میخواهد خون جدید بسازد ، آب میخواهد . خود رفتن خون از بدن ، موجب تشنگی است . « یحول بینه و بین السماء العطش » اینقدر تشنگی اباعبدالله زیاد بود که وقتی به آسمان نگاه میکرد بالای سرش را درست نمیدید . اینها شوخی نیست . ولی من هر چه در مقاتل گشتم ( آن مقداری که میتوانستم بگردم ) تا این جمله معروفی را که میگویند اباعبدالله به مردم گفت : « اسقونی شربه من الماء » ، یک جرعه آب به من بدهید ، ببینم ، ندیدم . حسین کسی نبود که از آن مردم چنین چیزی طلب بکند . فقط یک جا دارد که حضرت در حالی که داشت حمله میکرد « و هو یطلب الماء » . قرائن نشان میدهد که مقصود اینست : در حالی که داشت به طرف شریعه میرفت ( در جستجوی آب بود که از شریعه بردارد ) نه اینکه از مردم طلب آب میکرد . عظمت اباعبدالله چیز دیگری است . او چیزی است ، ما چیز دیگری . شعارهائی که در سینه زنیها و نوحه سرائیها میدهید ، شعارهای حسینی باشد . نوحه ، بسیار بسیار خوب است . ائمه اطهار دستور میدادند افرادی که شاعر بودند ، نوحه خوان بودند ، نوحه سرا بودند ، بیایند برای آنها ذکر مصیبت بکنند ، آنها