حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
( این را الان یقین ندارم ) در نماز جمعه خطیب باید اول دو خطابه که بسیار مفید و ارزنده است بخواند ، بعد نماز شروع میشود . اصلا این دو خطابه بجای دو رکعتی است که از نماز ظهر در روز جمعه ، اسقاط ، و نماز جمعه تبدیل به دو رکعت میشود . اول ، آن خطیبی که به اصطلاح دستوری بود ، رفت و هر چه قبلا به او گفته بودند گفت ، تجلیل فراوان از یزید و معاویه کرد ، هر صفت خوبی در دنیا بود ، برای اینها ذکر کرد و بعد شروع کرد به سب کردن و دشنام دادن علی ( ع ) و امام حسین به عنوان اینکه اینها ( العیاذ بالله ) از دین خدا خارج شدند ، چنین کردند ، چنان کردند . زین العابدین از پای منبر نهیب زد : « ایها الخطیب اشتریت مرضاه المخلوق بسخط الخالق » ، تو برای رضای یک مخلوق ، سخط پروردگار را برای خودت خریدی . بعد خطاب کرد به یزید که آیا به من اجازه میدهی از این چوبها بالا بروم ؟ ( نفرمود منبر . خیلی عجیب است ! به قدری اهل بیت پیغمبر مراقب و مواظب این چیزها بودند ! مثلا در مجلس یزید ، نمیگوید : یا امیرالمومنین ! ، یا ایها الخلیفه ! یا حتی به کنیه هم نمیگوید : یا اباخالد ! میگوید : یا یزید ! هم زین العابدین و هم زینب . در اینجا هم نفرمود که اجازه میدهی من بروم روی این منبر . یعنی این که منبر نیست ، این چوبهای سه پلهای که در اینجا هست که چنین خطیبی میرود بالای آن و چنین سخنانی میگوید ، ما این را منبر نمیدانیم . این چهار تا چوب است . ) اجازه میدهی من بروم بالای این چوبها دو کلمه حرف بزنم ؟ . یزید اجازه نداد . آنهائی که اطراف بودند ، از باب اینکه