حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦
ابن زیاد در دار الاماره خودش نشسته است . یک مشت اسیر ، آنهم مرکب از زنان و یک مرد که در آنوقت بیمار بود . لقب بیماری برای حضرت سجاد ( ع ) فقط در میان ما ایرانیها پیدا شده است . نمیدانم چطور شده است که فقط ما این لقب را میدهیم : امام زین العابدین بیمار ! ولی در زبان عرب هیچوقت نمیگویند علی بن الحسین المریض ( یا المراض ) . این لقبی است که ما به ایشان دادهایم . ریشهاش البته همین مقدار است که در ایام حادثه عاشورا ، امام علی بن الحسین سخت مریض بود . ( هر کسی در عمرش مریض میشود . کیست که در عمرش مریض نشود ؟ ) مریض بستری بود ، مریضی که حتی به زحمت میتوانست حرکت کند و روی پای خود بایستد و با کمک عصا میتوانست از بستر حرکت کند . در همان حال امام را به عنوان اسیر حرکت دادند . امام را بر شتری که یک پالان چوبی داشت و روی آن حتی یک جل نبود ، سوار کردند . چون احساس میکردند که امام بیمار و مریض است و ممکن است نتواند خودش را نگهدارد ، پاهای حضرت را محکم بستند . غل به گردن امام انداختند ، با این حال اینها را وارد شهر کوفه کردند . دیگر کوفتگی ، زجر ، شکنجه به حد اعلا است . [ معمولا ] وقتی میخواهند از یک نفر مثلا به زور اقرار بگیرند ، یا اعصابش را خرد کنند ، اراده اش را در هم بشکنند ، یک بیست و چهار ساعت ، چهل و هشت ساعت به او غذا نمیدهند ، نمیگذارند بخوابد ، هی زجرش میدهند . در چنین شرائطی اکثر افراد مستاصل میشوند ، میگویند هر چه میخواهی بپرس تا من بگویم . آنوقت شما ببینید ! اینها وقتی که وارد