حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
پیدا شدن جنبشها و حرکتها و همدردیها و همدلیها و طغیانها علیه دستگاه اموی همان . اولین کسی که این کار را کرد ، یک زن بود ، زن یکی از لشکر کفار . در عصر عاشورا وقتی که دید لشکر میخواهند به طرف خیمههای حرم حسین بن علی حمله کنند ، دوید و چوب خیمهای را برداشت و در جلوی خیمهها ایستاد ، قبیله بکر بن وائل را صدا زد : یا آل بکر بن وائل ! قبیله من ! خویشاوندان من ! کجائید ؟ بیائید ! کار به اینجا کشیده است که میخواهند لباس از تن حرم پیغمبر بکنند ! منظرهای که به نظر من خیلی با شکوه و پر جلال است ، اینست : میدانیم اباعبدالله وقتی آمد برای وداع با اهل بیتش که دیگر احدی از کسانش زنده نبود . آن وداع هم خیلی جانسوز و جانگداز است . ولی به علت خاصی اباعبدالله برای نوبت دوم به وداع آمده و نوشتهاند علتش این بود که در حملاتی که کرد ، یک نوبت موفق شد لشکر دشمن را عقب بزند و داخل شریعه فرات بشود . اینها ناراحت بودند که مبادا اباعبدالله آب بیاشامد ، زیرا اگر آب بیاشامد ، نیرو میگیرد . در همان وقت کسی فریادی کرد ، که اباعبدالله دیگر غیرتش به او اجازه نداد که این حرف را ( خواه راست باشد خواه دروغ ) بشنود و او مشغول نوشیدن آب باشد . وقتی دست برد زیر آب تا مقداری بردارد ، کسی فریاد کرد حسین ! تو میخواهی آب بنوشی ؟ ! ریختند به خیام حرمت . فورا بیرون آمد . من نمیدانم گفته او راست بود و واقعا میخواستند حمله بکنند یا نه ، ولی حمله سریع و بیرون آمدن به وقت اباعبدالله دیگر مجالی نداد . آقا وقتی که آمد ، حملهای به خیام حرم