حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
در یکی از خطابههای بین راه بعد از اینکه اوضاع را تشریح میکند ،
میفرماید : « انی لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما »
[١] . ایها الناس ! در چنین شرایطی ، در چنین اوضاع و احوالی ، من
مردن را جز سعادت نمیبینم . ( بعضی نسخهها شهاده نوشتهاند و بعضی سعاده
) من مردن را شهادت در راه حق میبینم . یعنی اگر کسی در راه امر به
معروف و نهی از منکر کشته شود ، شهید شده است . ( معنای من مردن را
سعادت میبینم نیز همین است . ) « و الحیاه مع الظالمین الا برما » ، من
زندگی کردن با ستمگران را مایه ملامت میبینم ، روح من روحی نیست که با
ستمگر سازش کند .
از همه بالاتر و صریحتر ، آن وقتی است که دیگر اوضاع صددرصد مایوس
کننده است . آن وقتی است که به مرز عراق وارد شده و با لشکر حربن یزید
ریاحی مواجه گردیده است . هزار نفر مامورند که او را تحت الحفظ به کوفه
ببرند . در اینجا حسین بن علی ( ع ) خطابه معروفی را که مورخین معتبری
امثال طبری نقل کردهاند ایراد و در آن به سخن پیغمبر تمسک میکند ، به
اصل امر به معروف و نهی از منکر تمسک میکند :
« ایها الناس ! من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ، ناکثا لعهد
الله مستاثرا لفیء الله ، معتدیا لحدود الله ، فلم یغیر علیه بقول و لا
فعل کان حقا علی الله ان یدخله مدخله . الا و ان هولاء القوم قد احلوا حرام
الله و حرموا حلاله ، و استاثروا فیء الله » [٢] . یک
[١] همان مدرک . [٢] تاریخ طبریج ٤ ص . ٣٠٤