حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢
میکنند به کلی از دین بری میکنند . من مسئله ترتب مفسده را میپذیرم اما مسئله ضرر را ، آنهم ضرر شخصی که مرز امر به معروف و نهی از منکر ، ضرر شخصی است ( درباره هر موضوعی میخواهد باشد ) نمیپذیرم ، به دلیل اینکه حسین بن علی نپذیرفت و به دلائل دیگر که فعلا مجال بحث در آنها نیست . حسین بن علی ( ع ) به این اصل تمسک کرد و اثبات نمود که من به این دلیل قیام کردم ، یا لااقل یکی از عوامل و عناصری که مرا به این نهضت وادار کرد ، همین است . او در زمان معاویه علائم و قرائنی نشان میداد که معلوم بود خودش را برای قیام آماده میکند . صحابه پیغمبر را در منی جمع کرد و برای آنها صحبت نمود آنها را روشن کرد ، حقایق را به آنها گفت ، مفاسد اوضاع را برایشان نمایاند ، فرمود شما هستید که چنین وظیفهای دارید . آن حدیث معروف بسیار مفصل و عالی که در " تحف العقول " هست این جریان را و اینکه حسین بن علی چگونه فکر میکرده است ، کاملا نشان میدهد . حسین ( ع ) در اواخر عمر معاویه نامهای به او مینویسد و او را زیر رگبار ملامت خود قرار میدهد و از آن جمله میگوید : معاویه بن ابی سفیان ! به خدا قسم من از اینکه الان با تو نبرد نمیکنم ، میترسم دربارگاه الهی مقصر باشم . میخواهد بگوید خیال نکن اگر حسین امروز ساکت است ، در صدد قیام نیست . من به دنبال یک فرصت مناسب هستم تا قیام من موثر باشد و مرا در راه آن هدفی که برای رسیدن به آن کوشش میکنم ، یک قدم جلو ببرد . روز اولی که از مکه بیرون میآید ، در وصیتنامهای که به