برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣ - فضيلت تلاوت سوره
(آيه ٣)- اين آيه چيزى را كه سوگند آيه قبل به خاطر آن بوده است بازگو مىكند، مىفرمايد: «مسلما تو از رسولان خداوند هستى» (إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ).
(آيه ٤)- رسالتى كه توأم با حقيقت است و «بودن تو بر صراط مستقيم» (عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ).
(آيه ٥)- سپس مىافزايد: اين قرآنى است كه «از ناحيه خداوند عزيز و رحيم نازل شده» (تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ).
عزّت و رحمتش كه يكى مظهر «انذار» و ديگرى مظهر «بشارت» است با هم آميخته و اين كتاب بزرگ آسمانى را در اختيار انسانها گذارده است.
(آيه ٦)- اين آيه هدف اصلى نزول قرآن را اين گونه شرح مىدهد:
قرآن را بر تو نازل كرديم «تا قومى را انذار كنى كه پدران آنها انذار نشدند و به همين دليل آنها در غفلت فرو رفتهاند» (لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ).
قرآن نازل شد تا مردم غافل را هوشيار، و خواب زدگان را بيدار سازد.
(آيه ٧)- سپس قرآن به عنوان يك پيشگويى در باره سران كفر و سردمداران شرك مىگويد: «فرمان و وعده الهى بر اكثر آنها تحقق يافته و به همين دليل ايمان نمىآورند» (لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ).
حقيقت اين است كه انسان در صورتى اصلاح پذير و قابل هدايت است كه فطرت توحيدى خود را با اعمال زشت و اخلاق آلودهاش بكلى پايمال نكرده باشد و گر نه تاريكى مطلق بر قلب او چيره خواهد شد و تمام روزنههاى اميد براى او بسته مىشود.
(آيه ٨)- اين آيه ادامه توصيف اين گروه نفوذ ناپذير است، در نخستين توصيف آنها مىگويد: «ما در گردنهاى آنها غلهايى قرار داديم كه تا چانههاى آنها ادامه دارد، و سرهاى آنها را به بالا نگاه داشته است» (إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ).
چه جالب است تشبيهى كه از حال بت پرستان لجوج خصوصا سران آنها به