برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٣ - فضيلت تلاوت سوره
تهيه نمىكنند، بلكه غذائى فراهم مىسازند كه علاوه بر ميهمانان تمام كسانى كه براى آنان كار مىكنند در آن شريك و سهيم باشند، و حتى همسايگان و نزديكان و اطرافيان ديگر را هم در نظر مىگيرند.
(آيه ٢٧)- ابراهيم شخصا اين غذا را براى ميهمانان آورد «و نزديك آنها گذارد» (فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ).
ولى با تعجب ديد كه آنها دست به سوى غذا نمىبرند «گفت: آيا شما غذا نمىخوريد»؟! (قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ).
(آيه ٢٨)- ابراهيم تصور مىكرد آنها از جنس بشرند و هنگامى كه ديد دست به سوى غذا نمىبرند «از آنان احساس وحشت كرد» (فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً).
زيرا در آن زمان و امروز هم در ميان بسيارى از اقوام- كه پايبند به اخلاق سنتى هستند- هر گاه كسى از غذاى ديگرى بخورد به او آزارى نمىرساند و خيانتى نمىكند. و اگر ميهمان دست به غذا نبرد اين گمان پيدا مىشد كه او براى كار خطرناكى آمده است.
در اينجا ميهمانان- همان گونه كه در آيه ٧٠ سوره هود آمده است- «به او گفتند: نترس» ما رسولان و فرشتگان پروردگار توايم (قالُوا لا تَخَفْ).
سپس مىافزايد: «و او را بشارت به تولد پسرى دانا دادند» (وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ).
بديهى است فرزند به هنگام تولد «عالم» نيست، اما ممكن است استعدادى در او باشد كه در آينده عالم و دانشمند بزرگى شود، و منظور در اينجا همين است.
و مشهور اين است كه اين فرزند «اسحاق» بوده است.
(آيه ٢٩)- «در اين هنگام همسرش جلو آمد در حالى كه (از خوشحالى و تعجب) فرياد مىكشيد به صورت خود زد و گفت: (آيا پسرى خواهم آورد در حالى كه) پير زنى نازا هستم» (فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَها وَ قالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ).
(آيه ٣٠)- ولى قرآن در اين آيه پاسخ فرشتگان را به او نقل مىكند: «گفتند: