برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣ - فضيلت تلاوت سوره
و سخت مجازات كند.
اما چرا چنين نكرد در ذيل آيه دليل آن را روشن ساخته، مىفرمايد: «و هر گاه مردان و زنان با ايمانى در اين ميان بدون آگاهى شما زير دست و پا، از بين نمىرفتند كه از اين راه عيب و عارى نا آگاهانه به شما مىرسيد» خداوند هرگز مانع اين جنگ نمىشد و شما را بر آنها مسلط مىساخت تا كيفر خود را ببينند (وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ).
اين آيه اشاره به گروهى از مردان و زنان مسلمان است كه به اسلام پيوستند ولى به عللى قادر به مهاجرت نشده، و در مكه مانده بودند.
سپس براى تكميل اين سخن مىافزايد: «هدف اين بود كه خدا هر كس را مىخواهد در رحمت خود وارد كند» (لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ).
آرى! خدا مىخواست مؤمنان مستضعف «مكه» مشمول رحمت او باشند، و صدمهاى به آنها نرسد.
و در پايان آيه براى تأكيد بيشتر مىافزايد: «و اگر مؤمنان و كفار (در مكّه) از هم جدا مىشدند (و بيم از ميان رفتن مؤمنان مكه نبود ما) كافران را عذاب دردناكى مىكرديم» و آنها را با دست شما سخت كيفر مىداديم (لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً).
درست است كه خداوند مىتوانست از طريق اعجاز اين گروه را از ديگران جدا كند، ولى سنت پروردگار- جز در موارد استثنائى- انجام كارها از طريق اسباب عادى است.
از روايات متعددى كه از طرق شيعه و اهل سنت ذيل اين آيه نقل شده، استفاده مىشود كه منظور از آن، افراد با ايمانى بودند كه در صلب كفار قرار داشتند، خداوند به خاطر آنها اين گروه كفار را مجازات نكرد.
(آيه ٢٦)- تعصب و حميت جاهليت بزرگترين سدّ راه كفار! در اينجا باز مسائل مربوط به ماجراى «حديبيه» تعقيب مىشود، و صحنههاى ديگرى از اين ماجراى عظيم را مجسم مىكند.