برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠ - پاسخ به يك سؤال مهم
صلح حديبيّه به خوبى نشان داد كه آئين او بر خلاف آنچه دشمنان مىپندارند يك آئين پيشرو و الهى است.
او به خانه خدا احترام مىگذارد، هرگز بىدليل به قوم و جمعيتى حمله نمىكند، او اهل منطق و حساب است؛ او به راستى همه انسانها را به سوى محبوبشان «اللّه» دعوت مىكند، و اگر دشمنانش جنگ را بر او تحميل نكنند او طالب صلح و آرامش است.
به اين ترتيب فتح حديبيه تمام گناهانى كه قبل از هجرت، و بعد از هجرت يا تمام گناهانى كه قبل از اين ماجرا و حتى در آينده ممكن بود به او نسبت دهند همه را شست، و چون خداوند اين پيروزى را نصيب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نمود مىتوان گفت خداوند همه آنها را شستشو كرد.
نتيجه اين كه اين گناهان، گناهان واقعى نبود، بلكه گناهانى بود پندارى و در افكار مردم و در باور آنها، چنانكه در آيه ١٤ سوره شعرا در داستان موسى (ع) مىخوانيم كه موسى به پيشگاه خدا عرضه داشت: «فرعونيان بر من گناهى دارند كه مىترسم به جرم آن گناه مرا بكشند» در حالى كه گناه او چيزى جز يارى فرد مظلومى از بنى اسرائيل و كوبيدن ستمگرى از فرعونيان نبود.
(آيه ٤)- نزول سكينه بر دلهاى مؤمنان! آنچه در آيات گذشته خوانديم مواهب بزرگى بود كه خدا در پرتو فتح مبين (صلح حديبيّه) نصيب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله كرد، اما در اين آيه از موهبت عظيمى كه بر همه مؤمنان مرحمت فرموده بحث مىكند، مىفرمايد: «او كسى است كه آرامش را در دلهاى مؤمن نازل كرد تا ايمانى بر ايمانشان بيفزايند» (هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ).
چرا سكينه و آرامش بر دل آنها فرود نيايد در حالى كه «لشكريان آسمانها و زمين از آن خداست، و خداوند دانا و حكيم است» (وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً).
«سكينه» در اصل از ماده «سكون» به معنى آرامش و اطمينان خاطرى است