برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - فضيلت تلاوت سوره
و به آنها گفتيم: «در ميان اين قريهها شبها و روزها در امنيت كامل مسافرت كنيد» (سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ).
(آيه ١٩)- اما اين مردم ناسپاس گرفتار غرور و غفلت شدند، از مسير حق منحرف شده و به دستورات الهى بىاعتنا گرديدند.
از جمله تقاضاهاى جنونآميز آنها اين بود كه از خداوند تقاضا كردند در ميان سفرهاى آنها فاصله افكند، «پس گفتند: پروردگارا! ميان سفرهاى ما دورى بيفكن» تا بينوايان نتوانند دوش به دوش اغنيا سفر كنند! (فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا).
منظورشان اين بود كه در ميان اين قريههاى آباد فاصلهاى بيفتد و بيابانهاى خشكى پيدا شود، به اين جهت كه اغنيا و ثروتمندان مايل نبودند افراد كم درآمد همانند آنها سفر كنند، و به هر جا مىخواهند بىزاد و توشه و مركب بروند! گويى سفر از افتخارات آنها و نشانه قدرت و ثروت بود.
به هر حال «آنها (با اين عملشان) به خودشان ستم كردند» (وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ).
آرى! اگر فكر مىكردند به ديگران ستم مىكردند در اشتباه بودند، خنجرى برداشته بودند و سينه خود را مىشكافتند.
چه تعبير جالبى! قرآن به دنبال اين جمله كه در باره سرنوشت دردناك آنها بيان مىكند، مىگويد: چنان آنها را مجازات كرديم، و زندگيشان را در هم پيچيديم كه «آنها را سرگذشت و داستان و اخبارى براى ديگران قرار داديم»! (فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ).
آرى! از آن همه زندگانى با رونق و تمدّن درخشان و گسترده چيزى جز اخبارى بر سر زبانها، و يادى در خاطرهها، و سطورى بر صفحات تاريخها باقى نماند، «و آنها را سخت متلاشى و پراكنده ساختيم» (وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ).
چنان سرزمين آنها ويران گشت كه براى ادامه زندگى مجبور شدند هر گروهى به سويى روى آورند؛ آن چنان كه پراكندگى آنها به صورت «ضرب المثل» در آمد كه هرگاه مىخواستند بگويند فلان جمعيت سخت متلاشى شدند، مىگفتند: «تفرّقوا ايادى سبا»؛ همانند قوم سبا و نعمتهاى آنها پراكنده شدهاند»!