برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤ - فضيلت تلاوت سوره
كوتاه و كوبنده روشن ساخته، مىفرمايد: «تنها كسانى در آيات الهى مجادله مىكنند كه (از روى عناد) كافر شدهاند» (ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا).
درست است كه اين گروه احيانا نيرو و جمعيت و قدرتى دارند، ولى «مبادا رفت و آمدهاى آنان در شهرها (و قدرت نمائيهايشان) تو را بفريبد»! (فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ).
هدف آيه فوق اين است كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و مؤمنان آغاز اسلام كه غالبا از قشر محروم بودند گوشزد كند مبادا امكانات مالى، و قدرت سياسى و اجتماعى كافران جبار را دليلى بر حقانيت، و يا قدرت واقعى آنها بدانند، دنيا اين گونه اشخاص را زياد به خاطر دارد، و تاريخ نشان مىدهد كه تا چه اندازه در برابر مجازاتهاى الهى ضعيف و ناتوان بودند، همانند برگهاى پژمرده پائيزى در برابر تندباد خزان.
(آيه ٥)- لذا در اين آيه سرنوشت بعضى از اقوام گمراه و سركش پيشين را در عباراتى كوتاه و كوبنده به اين گونه بيان مىكند: «پيش از آنها قوم نوح و اقوامى كه بعد از ايشان بودند (پيامبرانشان را) تكذيب كردند» (كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ).
آرى! آنها احزابى بودند كه دست به دست هم دادند و به تكذيب پيامبران الهى كه دعوتشان با منافع نامشروع و هوى و هوسهاى آنها هماهنگ نبود برخاستند.
سپس مىافزايد: به اين مقدار نيز قناعت نكردند «و هر امتى در پى آن بود كه توطئه كند و پيامبرش را بگيرد» و آزار دهد (وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ).
باز به اين هم اكتفا نكردند «و براى محو حق به مجادله باطل دست زدند» و براى گمراه ساختن مردم اصرار ورزيدند (وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ).
اما اين امور براى هميشه ادامه نيافت و به موقع «من آنها را گرفتم (و سخت مجازات كردم) ببين كه مجازات من چگونه بود»؟! (فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ).
ويرانههاى شهرهاى آنها در مسير مسافرتهاى شما به چشم مىخورد، و سرنوشت شوم و عاقبت سياه و تاريكشان بر صفحات تاريخ و سينههاى