برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠ - (آيه ٩)- آن روز كه دودى كشنده همه آسمان را فرا مىگيرد
مَنْ رَحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ).
بدون شك اين رحمت الهى بىحساب نيست و تنها شامل مؤمنانى مىشود كه داراى عمل صالحند.
(آيه ٤٣)- درخت زقّوم! در اينجا توصيف وحشتناك و تكان دهندهاى از عذابهاى دوزخى منعكس شده كه بحث آيات قبل را در مورد «يوم الفصل» و روز رستاخيز تكميل مىكند.
مىفرمايد: «مسلّما درخت زقّوم ...» (إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ).
(آيه ٤٤)- «غذاى گنهكاران است»! (طَعامُ الْأَثِيمِ).
اينها هستند كه از اين گياه تلخ و بدبو و بد طعم و كشنده مىخورند.
(آيه ٤٥)- سپس مىافزايد: «همانند فلز گداخته در شكمها مىجوشد»! (كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ).
(آيه ٤٦)- «جوششى همچون آب سوزان» (كَغَلْيِ الْحَمِيمِ).
هنگامى كه گياه زقوم وارد شكم آنها مىشود، حرارت فوق العادهاى ايجاد كرده، و همچون آبى جوشان غليان پيدا مىكند، و به جاى اين كه اين غذا مايه قوت و قدرت گردد بدبختى و عذاب و درد و رنج مىآفريند.
(آيه ٤٧)- سپس مىفرمايد: به مأموران دوزخ خطاب مىشود: «اين (كافر پرگناه) را بگيريد، و به ميان دوزخ پرتابش كنيد»! (خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ).
(آيه ٤٨)- باز به يكى ديگر از مجازاتهاى دردناك آنها اشاره كرده، مىگويد:
«سپس (به مأموران دوزخ دستور داده مىشود، كه) بر سر او، از عذاب سوزان بريزيد» (ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ).
به اين ترتيب هم از درون مىسوزند و هم از بيرون تمام وجودشان را آتش فرا مىگيرد، و در وسط آتش نيز آب سوزان بر آنها مىريزند.
(آيه ٤٩)- و بعد از اين همه عذابهاى دردناك جسمانى مجازات جانكاه روانى آنها شروع مىشود؛ به اين مجرم گناهكار سركش و بىايمان گفته مىشود: