برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٠ - فضيلت تلاوت سوره
مىكرد، تا همگان بدانند مقياس ارزش و شخصيت انسان اين امور نيست.
و از اينجا روشن مىشود كه نه بهرهمند بودن گروهى از كفار و ظالمان از اين مواهب مادى دليل بر شخصيت آنهاست، و نه محروم بودن مؤمنان از آن، و نه استفاده از اين امور در حد معقول، به صورت يك ابزار، ضررى به ايمان و تقواى انسان مىزند، و اين است تفكر صحيح اسلامى و قرآنى.
(آيه ٣٦)- همنشين شياطين! از آنجا كه در آيات پيشين سخن از دنيا پرستانى بود كه همه چيز را بر معيارهاى مادى ارزيابى مىكنند، در اينجا از يكى از آثار مرگبار دلبستگى به دنيا كه بيگانگى از خداست سخن مىگويد، مىفرمايد:
«و هر كس از ياد خدا روى گردان شود شيطانى را به سراغ او مىفرستيم، پس همواره قرين اوست»! (وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ).
آرى! غفلت از ذكر خدا و غرق شدن در لذات دنيا، و دلباختگى به زرق و برق آن، موجب مىشود كه شيطانى بر انسان مسلّط گردد و همواره قرين او باشد، و رشتهاى در گردنش افكنده، «مىبرد هرجا كه خاطر خواه اوست»!
(آيه ٣٧)- سپس به دو امر مهم كه شياطين در باره اين غافلان انجام مىدهند.
اشاره كرده، مىفرمايد: «و آنها [شياطين] اين گروه را از راه خدا باز مىدارند» (وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ).
هر وقت اراده بازگشت كنند سنگى بر سر راه آنها مىافكنند و مانعى ايجاد مىكنند تا هرگز به صراط مستقيم باز نگردند.
و آن چنان طريق گمراهى را در نظر آنها زينت مىدهند كه: «گمان مىكنند هدايت يافتگان حقيقى آنها هستند»! (وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ).
(آيه ٣٨)- خلاصه اين وضع همچنان ادامه پيدا مىكند انسان غافل و بىخبر در گمراهى خويش، و شياطين در اضلال او تا هنگامى كه پردهها كنار مىرود، و چشم حقيقت بين او باز مىشود، «تا زمانى كه نزد ما حاضر مىشود (مىبيند ولى و قرينش همچنان با اوست، همان كسى كه عامل همه بدبختيهاى او بوده! فرياد مىزند و) مىگويد: اى كاش ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود!