برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - ذبيح اللّه كيست؟
(آيه ١٣٥)- «مگر (همسرش) پير زنى كه از بازماندگان بود» و به سرنوشت آنان گرفتار شد» (إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ).
(آيه ١٣٦)- «سپس بقيه را نابود كرديم» (ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ).
جملههاى كوتاه فوق اشاراتى به تاريخ پر ماجراى اين قوم است كه شرح آن در سورههاى «هود» و «شعرا» و «عنكبوت» گذشت.
(آيه ١٣٧)- و از آنجا كه همه اينها مقدمهاى است براى بيدار كردن غافلان مغرور در پايان اين سخن اضافه مىكند: «و شما پيوسته صبحگاهان از كنار (ويرانههاى شهرهاى) آنها مىگذريد ...» (وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ).
(آيه ١٣٨)- «و (همچنين) شبانگاه (نيز از آنجا عبور مىكنيد) آيا نمىانديشيد»؟ (وَ بِاللَّيْلِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ).
اين تعبير به خاطر آن است كه شهرهاى قوم لوط در مسير كاروانهاى مردم حجاز به سوى شام قرار داشت، و اينها در سفرهاى روزانه و شبانه خود از كنار آن عبور مىكردند اگر گوش شنوا داشتند فرياد دلخراش و جانكاه اين قوم گنهكار بلاديده را مىشنيدند.
آرى! درس عبرت بسيار است اما عبرت گيرندگان كمند.
(آيه ١٣٩)- يونس در بوته امتحان: اين ششمين و آخرين سرگذشت انبيا و اقوام پيشين است كه در اين سوره آمده سرگذشت «يونس» و قوم توبه كارش.
نخست همچون داستانهاى گذشته سخن از مقام رسالت او به ميان آورده، مىگويد: «و يونس از رسولان (ما) است» (وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ).
يونس (ع) همانند ساير انبيا دعوت خود را از توحيد و مبارزه با بت پرستى شروع كرد، و سپس با مفاسدى كه در محيط رائج بود به مبارزه پرداخت، اما آن قوم در برابر دعوت او تسليم نشدند.
تنها گروه اندكى كه شايد از دو نفر تجاوز نكردند عابد و عالمى به او ايمان آوردند.
يونس آنقدر تبليغ كرد كه تقريبا از آنها مأيوس شد و به آنها نفرين كرد، به او