برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - فضيلت تلاوت سوره
مىكنيم» (إِنَّا كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ).
اين سنّت هميشگى ماست، سنتى كه از قانون عدالت نشأت گرفته است.
(آيه ٣٥)- در اين آيه به بيان ريشه اصلى بدبختى آنها پرداخته، مىگويد:
«آنها چنان بودند كه وقتى كلمه توحيد و لا اله الا اللّه به آنان گفته مىشد استكبار مىكردند» (إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ).
آرى! ريشه تمام انحرافات آنها تكبر و خود بر تر بينى، و زير بار حق نرفتن و بر سر سنتهاى غلط و تقاليد باطل اصرار و لجاجت ورزيدن، و به همه چيز غير از آن با ديده تحقير نگريستن بود.
(آيه ٣٦)- ولى آنها براى اين گناه بزرگ خود عذرى بدتر از گناه مىآوردند «و پيوسته مىگفتند: آيا ما خدايان و بتهاى خود را به خاطر شاعر ديوانهاى رها كنيم»؟! (وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ).
شاعرش مىناميدند چون سخنانش آن چنان در دلها نفوذ داشت و عواطف انسانها را همراه خود مىبرد كه گوئى موزونترين اشعار را مىسرايد، در حالى كه گفتارش ابدا شعر نبود، و مجنونش مىخواندند به خاطر اين كه رنگ محيط به خود نمىگرفت، و در برابر عقائد خرافى انبوه متعصبان لجوج ايستاده بود، كارى كه از نظر تودههاى گمراه يك نوع انتحار و خودكشى جنون آميز است، در حالى كه بزرگترين افتخار پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله همين بود كه تسليم اين شرائط نشد!
(آيه ٣٧)- سپس قرآن براى نفى اين سخنان بىاساس و دفاع از مقام وحى و رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مىافزايد: «چنين نيست، او حق آورده و پيامبران پيشين را تصديق كرده است» (بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ).
محتواى سخنان او از يك سو، و هماهنگى آن با دعوت انبيا از سوى ديگر دليل صدق گفتار اوست.
(آيه ٣٨)- «اما شما (اى مستكبران كوردل و گمراهان بدزبان) بطور مسلم عذاب دردناك الهى را خواهيد چشيد» (إِنَّكُمْ لَذائِقُوا الْعَذابِ الْأَلِيمِ).
(آيه ٣٩)- ولى گمان نكنيد كه خداوند انتقامجو است و مىخواهد انتقام