برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠ - ادامه سوره يس
(آيه ٧٦)- سر انجام در اين آيه به عنوان دلدارى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و تقويت روحيه او در برابر اين همه كار شكنيها و فتنه انگيزيها و افكار و اعمال خرافى، مىفرمايد:
«اكنون كه چنين است سخنان آنها تو را غمگين نكند (كه گاهى تو را شاعر مىخوانند و گاهى ساحر و گاه تهمتهاى ديگرى مىبندند) چرا كه آنچه را آنها در دل مخفى مىدارند و يا با زبان آشكار مىسازند همه را ما مىدانيم» (فَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ).
نه نيات آنها بر ما پوشيده است، و نه توطئههاى مخفيانه آنها، و نه تكذيبها و شيطنتهاى آشكارشان، همه را مىدانيم و حساب آنها را براى روز حساب نگه مىداريم و تو را از شر آنها در اين جهان نيز در امان خواهيم داشت.
(آيه ٧٧)-
شأن نزول:
مردى از مشركان به نام «ابىّ بن خلف» يا «امية بن خلف» و يا «عاص بن وائل» قطعه استخوان پوسيدهاى را پيدا كرد و گفت: با اين دليل محكم به مخاصمه با محمد بر مىخيزم، و سخن او را در باره معاد ابطال مىكنم آن را برداشت و نزد پيامبر اسلام آمد (و شايد مقدارى از آن را در حضور پيامبر نرم كرد و به روى زمين ريخت) و گفت چه كسى مىتواند اين استخوانهاى پوسيده را از نو زنده كند (و كدام عقل آن را باور مىكند).
اين آيه و شش آيه بعد از آن كه مجموعا هفت آيه را تشكيل مىدهد نازل شد، و پاسخ منطقى و دندان شكنى به او و هم فكران او داد.
تفسير:
آفرينش نخستين دليل قاطعى است بر معاد اين سوره از قرآن مجيد با مسأله نبوت آغاز شد، و با هفت آيه منسجم كه قويترين بيانات را در باره معاد در بردارد پايان مىيابد.
نخست دست انسان را مىگيرد و به آغاز حيات خودش در آن روز كه نطفه بىارزشى بيش نبود مىبرد، و او را به انديشه وا مىدارد، مىگويد: «آيا انسان نديد كه ما او را از نطفه آفريديم و او (آن چنان قوى و نيرومند و صاحب قدرت و شعور و نطق شد كه حتى به مجادله در برابر پروردگارش برخاست و) مخاصمه كننده آشكارى شد»؟! (أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ).