تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٩ - ٦/ ٧ رعايت ظرفيت مخاطب
٣٥١. امام على عليه السلام: با مردم طبق آنچه مىپذيرند، معاشرت كنيد، و آنچه را انكار مىكنند، واگذاريد، و آنان را عليه خودتان و ما مشورانيد؛ زيرا [فهم] امر ما دشوار و پيچيده است كه جز فرشتهاى مقرّب يا پيامبرى فرستاده شده يا بندهاى كه خداوند، دل او را به ايمان آزموده باشد، تاب تحمّل آن را ندارد.
٣٥٢. امام زين العابدين عليه السلام: اما حقّ نصيحتخواه: حق او آن است كه ... با او به كلامى سخن بگويى كه عقلش تاب تحمّل آن را دارد؛ زيرا براى هر عقلى ترازى از سخن است كه [فقط] آن را مىفهمد و از آن مىپرهيزد.
٣٥٣. امام صادق عليه السلام: روزى نزد على بن حسين عليهما السلام از «تقيّه» ياد كردم. فرمود: «سوگند به خدا، اگر ابوذر از آنچه در دل سلمان بود آگاهى داشت، او را مىكشت!».[١]
٣٥٤. الكافى به نقل از عبد العزيز قراطيسى: امام صادق عليه السلام به من فرمود: «اى عبد العزيز! ايمان ده پلّه دارد چون نردبان، كه از آن پلّه پلّه بايد بالا رفت. بنا بر اين، نبايد آن كه از دو درجه ايمان برخوردار است، به آن كه برخوردار از يك درجه است، بگويد:" تو چيزى نيستى" و اين حكم براى همه درجات تا درجه دهم جارى است. پس آن كه را در درجه پايينتر از توست، منزلتش را پايين مدان تا آن كه در درجهاى بالاتر از توست، منزلت تو را پايين نداند؛ و هرگاه كسى را مىبينى كه يك درجه از تو پايينتر است، با مدارا و نرمى او را به سوى خود بالا كش، و آنچه را تاب تحمّلش را ندارد، بر او تحميل نكن كه او را در هم خواهى شكست، و هر كه مؤمنى را درهم شكند، جبران آن برعهده خود اوست».
[١] مقصود آن است كه علم ژرف و انبوه سلمان، بيش از حدّ تحمل ابوذر است، به گونهاى كه اگر از آن آگاهى يابد، بىتاب مىشد و خود يا سلمان را هلاك مىكرد