تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٢ - داستانى از اخلاص موسى عليه السلام
مىشود و انبياى الهى و رهروان كامل آنها از پذيرفتن پاداشهايى اين گونه نيز اجتناب مىكردند و نه تنها در مورد تبليغ، بلكه در مورد هر كارى كه عمل اخروى محسوب مىشود و براى خدا انجام دادهاند، حتى در سختترين شرايط اقتصادى، حاضر نبودند پاداشى دريافت كنند. در اين باره، داستان بسيار آموزندهاى از حضرت موسى عليه السلام نقل شده است كه در پى مىآيد.
داستانى از اخلاص موسى عليه السلام
حضرت موسى عليه السلام، قبل از نبوّت، پس از آن كه از چنگ فرعونيان گريخت، با تحمّل مشكلات فراوان، خود را به شهر «مَديَن» (شهر شعيب عليه السلام) رساند. در نزديكىهاى شهر، چاه آبى بود كه شبانها براى آب دادن گوسفندان خود، اطراف آن جمع شده بودند. در كنار شبانان، دو دختر را مشاهده كرد كه به چاه، نزديك نمىشوند. متوجّه شد كه آنان براى آب دادن گوسفندان خود، نياز به كمك دارند. به آنها كمك كرد و گوسفندان، سيراب شدند و دختران، همراه گوسفندان خود بازگشتند. گرسنگى، موسى عليه السلام را سخت آزار مىداد. دست به دعا برداشت و گفت:
«رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ!» قصص، آيه ٢٤
پروردگارا! من به هر خيرى كه به سويم بفرستى، سختْ نيازمندم.
امام على عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
فَوَ اللّهِ ما سَأَلَ إلّا خُبزا يَأكُلُه![١]
پروردگارا! من به هر خيرى كه به سويم بفرستى، سختْ نيازمندم.
امام على عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
فَوَ اللّهِ ما سَأَلَ إلّا خُبزا يَأكُلُه![٢]
سوگند به خدا كه موسى، جز نانى براى خوردن درخواست نكرد.
در اين هنگام، يكى از آن دو دختر، بازگشت و به موسى عليه السلام گفت:
[١] نهج البلاغه، خطبه ١٦٠؛ بحار الأنوار، ج ١٣، ص ١٥٠
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٦٠؛ بحار الأنوار، ج ١٣، ص ١٥٠