تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١ - ٥/ ٥ مناظره
٥/ ٥ مناظره
٣٠٤. رجال الكشّى به نقل از ابو خالد كابلى: ابو جعفر صاحب الطّاق را ديدم كه در روضه (ميان منبر و قبر پيامبر صلى الله عليه و آله) نشسته و مردم مدينه، [گويى] لباسهاى او را پاره مىكنند، [مىكشيدند] و او پيوسته پاسخ مىدهد، آنان از او سؤال مىكنند و او پاسخ مىدهد. به او نزديك شدم و گفتم: امام صادق عليه السلام ما را از مناظره باز داشته است.
گفت: آيا به تو فرموده است تا اين را به من بگويى؟ گفت: نه، امّا ايشان به من فرمان داده تا با هيچ كس سخن نگويم. صاحب الطاق گفت: پس برو و آنچه را ايشان به تو فرمان داده است، اطاعت كن.
من نزد امام صادق عليه السلام رفتم و ماجراى صاحب الطاق و آنچه به او گفتم و سخن او كه به من گفت: «برو و آنچه را امام به تو فرمان داده، اطاعت كن»، همه را براى ايشان بازگو كردم.
امام صادق عليه السلام لبخندى زد و فرمود: «صاحب الطاق با مردم مناظره مىكند و گاه اوج مىگيرد و گاه فرود مىآيد؛ ولى تو، اگر كلامت را قطع كنند، ديگر نمىتوانى اوج بگيرى!».
٣٠٥. رجال الكشّى به نقل از عبد الأعلى: به امام صادق عليه السلام گفتم: مردم بر مناظره كردن ايراد مىگيرند، ولى من با آنان مناظره مىكنم. [آيا كار من درست است؟].
فرمود: «امّا مانند تو كه مىنشيند و سپس اوج مىگيرد، آرى [براى مناظره مناسب است]؛ و امّا آن كه مىنشيند، اما فراز نمىآيد، نه».
٣٠٦. رجال الكشّى به نقل از طيّار: به امام صادق عليه السلام گفتم: باخبر شدم كه مناظره و جدال با مردم را خوش نمىدارى؟
فرمود: «امّا گفتگوى مثل تو را با مردم، ناپسند نمىشمارم؛ كسى كه چون پرواز مىكند، نيك مىنشيند و وقتى مىنشيند، نيك به پرواز درمىآيد. پس هر كه چنين باشد، از مناظرهاش ناراحت نيستيم».