تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٩ - حديث
٢٢١. رسول خدا صلى الله عليه و آله: هيچ كس آن گونه كه من در راه خدا آزار شدم، آزار نشد.
٢٢٢. رسول خدا صلى الله عليه و آله: خوف و خشيتى نسبت به خدا به من داده شد كه به هيچ كس، داده نشد؛ و در راه خدا آزارى ديدهام كه هيچ كس نديده است. گاهى بر من سى شبانه روز مىگذشت، در حالى كه من و بلال، خوراكى كه يك موجود زنده بخورد، نداشتيم، جز مقدار اندكى كه زير بغل بلال جاى مىگرفت.
٢٢٣. الطبقات الكبرى به نقل از اسماعيل بن عيّاش: رسول خدا در برابر آزارهاى مردم، از همه شكيباتر بود.
٢٢٤. صحيح ابن خزيمة به نقل از طارق محاربى: رسول خدا را ديدم كه جامهاى سرخفام بر تن داشت و از بازار ذو المجاز مىگذشت و مىفرمود: «اى مردم! بگوييد:" خدايى جز اللّه نيست" تا رستگار شويد»؛ در همان حال، مردى به سوى پيامبر سنگ پرتاب مىكرد و استخوان قوزك و پىِ پاشنه پاى ايشان را خونين ساخته بود و افزون بر اين مىگفت: اى مردم! حرفش را گوش مدهيد كه او دروغگوست!
من گفتم: او كيست؟
گفتند: جوانى است از خاندان عبد المطّلب.
گفتم: اين شخص كه او را دنبال كرده است و به او سنگ پرتاب مىكند، كيست؟
گفتند: اين، عبد العزّى ابو لهب است.