تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٦ - تفاوت استعدادهاى اكتسابى
طبيبى است كه [در ميان بيماران] مىگردد تا دردشان را درمان كند. داروها و مرهمهاى خود را مهيّا كرده است و ابزار جراحى خويش را گداخته است تا هر زمان كه نياز افتد، آن را بر دلهاى نابينا و گوشهاى ناشنوا و زبانهاى ناگويا بگذارد. با داروهاى خود، در پىِ يافتن غفلتزدگان است يا سرگشتگان وادى ضلالت.
استاد شهيد مرتضى مطهرى رحمه الله، توضيح جالبى درباره اين سخن دارد كه متن آن چنين است:
پيغمبر صلى الله عليه و آله، ابزار و وسايلى به كار مىبُرد. يكجا قدرت و مِيسَم [/ داغ] به كار مىبُرد، يكجا مرهم. يكجا با خشونت و صلابتْ رفتار مىكرد، يكجا با نرمى؛ ولى مواردش را مىشناخت ... در همه جا از اين وسايل كه استفاده مىكرد، در جهت بيدارى و آگاهى مردم استفاده مىكرد. شمشير را جايى مىزد كه مردم را بيدار كند، نه به خواب كند. اخلاق را در جايى به كار مىبُرد كه سبب آگاهى و بيدارى مىشد. شمشير را در جايى به كار مىبُرد كه دل كورى را بينا مىكرد؛ گوش كرى را شنوا مىكرد؛ چشم كورى را باز مىكرد؛ زبان گنگى را گويا مىكرد؛ يعنى تمام وسايلى كه پيغمبر به كار مىبُرد، در جهت بيدارى مردم بود.[١]
دسته سوم كسانى هستند كه آلودگى اكتسابى آنان به مرحله خطرناك و غير قابل علاج رسيده است. اين گروه، در مكتب انبياى الهى، مردهاى ميان زندگان (ميّتُ الأحياء) و مرده روحى و فكرى شمرده مىشوند؛ زيرا زنگارهاى اعمال زشت و غير منطقى، چنان ذهن و روان آنان را تيره كرده كه نمىتوانند حقايق مفيد و سازنده را بپذيرند. از اين رو، تبليغات، كمترين اثرى در هدايت و سازندگى آنان ندارد و به همين دليل، قرآن كريم، تصريح و تأكيد مىفرمايد:
[١] تبليغ و مبلّغ در آثار شهيد مطهّرى، ص ١٨٦