دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧
نحوى، وضوح آن را بيشتر مى كنيم ـ . ج ـ براى پرهيز از طولانى شدن گزارش ها ، چنانچه نام اهل بيت عليهم السلام در سند ، پى در پى آمده باشد ، به جاى ذكر اسامى آنها يكى پس از ديگرى ، از عبارت : «عن آبائه (از پدرانش)» استفاده مى كنيم كه بيانگر اين اتّصال است. د ـ هر گاه در منبع، از مروىٌّ عنه ، صراحتا نام برده نشده باشد ، بلكه فقط كنيه يا لقب او ذكر شده باشد (مثل : أبو الحسن ، أبو محمّد، العبد الصالح، العالم و...) و يا ابهامى در ميان باشد ، [١] در اين صورت ، چنانچه مقصود از آن را احراز كنيم ، نام مروىٌّ عنه را مى آوريم ، و اگر احراز نكنيم ، آن را به همان نحو كه در منبع آمده ، ذكر مى نماييم و در پانوشت، به احتمالات معتبر، اشاره مى كنيم . ه ـ پس از ذكر نام پيامبر، با جمله « صلى الله عليه و آله » و پس از ذكر نام هر يك از اهل بيت آن بزرگوار يا نام ديگر پيامبران و نيز فرشتگان ، با جمله « عليه السلام » ، نسبت به آنان ، اداى احترام مى شود ، هرچند در كتابى كه حديث از آن نقل شده ، نام آنان بدون تكريم آمده باشد و يا با الفاظ ديگرى از آنان تكريم شده باشد . همچنين ، در مورد ديگران ، فقط به ذكر نام ، اكتفا شده است. و ـ راوى اوّل ـ كه خبر را از مروىٌّ عنه روايت مى كند ـ ، اگر در صدر حديثْ نام برده نشود ، در پانوشت ، پس از هر نشانى، ياد مى شود ، و اگر حديث را يكى از اهل بيت عليهم السلام از يكى از اجداد گرامى اش روايت كرده باشد ، نام شريف او و نيز نام راويان بالاتر، تا به اوّلين راوى، مى آيد. ز ـ اگر نام راوى دقيقا معلوم نباشد ، نام او در پانوشت، اصلاً آورده نمى شود ، مانند وقتى كه حديث با سندى مُرسَل ، نظير «أحمد بن محمّد ، عن بعض أصحابنا ، عن الإمام الباقر عليه السلام (احمد بن محمّد، از يكى از راويان امامى مذهب، از امام باقر عليه السلام )»، روايت شده باشد.
[١] كتاب هاى موجود در گروه دانش نامه نگارى پژوهشكده علوم و معارف حديث، بر پايه اصول و معيارهاى خاصّى مرتّب و طبقه بندى شده اند؛ معيارهايى چون : تقدّم تاريخى كتاب ، شخصيّت مؤلّف و نزديكى اش به عصر بيان حديث ، احراز انتساب كتاب به مؤلّف ، ارزش كتاب در محافل علمى ، و ديگر معيارها و اصول ارزش گذارى كتاب ها . همين كار ، معيار ترتيب منابع در پانوشت ها نيز قرار گرفته است . [٢] مقصود، پيامبر يا امامى است كه حديث، از او نقل شده است. [٣] مثل همين مورد ـ كه راوى در حديث، نقش داشته باشد ـ و يا وقتى كه حديث، «مُضمَر» است و تعيين مَروىٌّ عنه (گوينده اصلى حديث)، امكان پذير نيست. [٤] مثل مواردى كه حديث، به «الحسن» (بدون هيچ مشخّصه ديگرى) نسبت داده شده است. [٥] در ويرايش فارسى و بازبينى ترجمه ، به ضرورت ، به گروه ديگرى از منابع نيز مراجعه شده است ، از جمله براى شرح لغات به : غريب الحديثِ هِرَوى و ابن قُتَيبه و بُستى و حَربى و سَرَقُسطى ، الطرازِ يحيى بن حمزه ، تاج العروس ، تاج المصادر بيهقى و منتهى الأرب ، و براى شرح لغات و تركيبات پيچيده ، به : المَجازات النبويّة ، الطراز سيّد على خان مدنى و الديباج الوضىّ ، گر چه غالبا ذكر منبع ، امكان پذير نبوده است .