دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٧
پاسخ به يك توجيه
ممكن است كسى بگويد : احاديث شكيبايى بر انحصارطلبى حكمرانان ، از باب تقيّه و عدم قدرت بر نهى از منكر و مبارزه با ظالم ، صادر شده اند . بنا بر اين ، نمى توان قاطعانه آنها را رد كرد . پاسخ اين سخن ، آن است كه: اوّلاً: احاديث شكيبايى بر استئثار ، مطلق است و از همين رو ، فتواى فقهايى كه آنها را پذيرفته اند ـ همان طور كه پيش از اين گذشت ـ مقيّد به عدم قدرت نيست . اين فقها به طور مطلق ، فتوا به عدم جواز قيام عليه زمامداران جائر داده اند. ثانيا: احكام تقيّه اى ، تنها در حوزه موضوع خود ، معنا پيدا مى كنند ؛ امّا احاديث مذكور ، مسلمانان را تا قيامت از مبارزه نهى كرده اند. ثالثا: مشروعيت تقيّه ، براى حفظ اساس دين است و تقيّه ، در جايى كه اساس و فلسفه دين را تهديد مى كند ، حرام است ، چنان كه پيامبر خدا فرمود : إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ فِى اُمَّتى فَليُظهِرِ العالِمُ عِلمَهُ ، فَمَن لَم يَفعَل فَعَلَيهِ لَعنَةُ اللّهِ! [١] هر گاه ، بدعت ها در ميان امّتم ظاهر گشت ، عالِم بايد علمش را آشكار كند و هر كس چنين نكند ، لعنت خدا بر او باد!
[١] الكافى: ج ١ ص ٥٤ ح ٢ ، منية المريد: ص ١٨٧ ، دعائم الإسلام: ج ١ ص ٢ ، الغيبة ، طوسى : ص ٦٤ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ١ ص ١١٣ ، بحار الأنوار: ج ٥٧ ص ٢٣٤ .