دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠
بايد به سنّت ، مراجعه كنند. اين ديدگاه ، نخستين بار، به برخى صحابيان و تابعيانْ نسبت داده شده است . از عبيد اللّه بن عمر ، نقل شده است : لقد أدركتُ فقهاءَ المدينة ، و إنّهم لَيُعظّمون القولَ فى التفسير ، منهم : سالمُ بن عبد اللّه ، و القاسمُ بن محمّد ، و سعيدُ بن المسيَّب ، و نافعٌ . [١] من ، فقهاى مدينه را درك كردم . آنها گفتن تفسير را گران مى شمردند . از جمله ايشان اند : سالم بن عبد اللّه ، قاسم بن محمّد، سعيد بن مسيّب و نافع . و در باره سعيد بن مُسيَّب ، چنين نقل شده است : إنّهُ كان إذا سُئل عن تفسير آية من القرآن، قال: أنا لا أقول فى القرآن شيئاً . [٢] هر گاه تفسير آيه اى از قرآن را از وى مى پرسيدند ، مى گفت : من ، در باره قرآن ، چيزى نمى گويم . و از شَعبى نقل شده است كه گفت : ثلاث لا أقول فيهنَّ حتّى أموت: القرآن... . [٣] سه موضوع است كه من تا زنده ام ، در باره آنها سخن نمى گويم : نخست، قرآن ... . همچنين ، در ميان پيروان اهل بيت عليهم السلام ، اين نظريه به گروهى از طرفداران مكتب اخباريگرى نسبت داده شده است . آنان ، معتقدند كه دستيابى به معارف قرآن ، ويژه پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت اوست و از اين رو ، ظواهر قرآن ، براى ما حجّت نيستند . [٤] شمارى از اخباريان شيعه، پا را از اين هم فراتر گذاشته اند و بر اين باورند كه بسيارى از سنّت هاى پيامبر صلى الله عليه و آله ، مانند بيشتر آيات قرآن ، رمزگونه و معمّايى اند و جز
[١] تفسير الطبرى : ج ١ ص ٣٧، تفسير ابن كثير : ج ١ ص ١٧ . [٢] تفسير الطبرى : ج ١ ص ٣٧، تفسير ابن كثير : ج ١ ص ١٧ . [٣] تفسير الطبرى : ج ١ ص ٣٨ . [٤] ر .ك : فرائد الاُصول (الرسائل) : ج ١ ص ٥٦ . نيز، ر.ك: اخباريگرى (تاريخ و عقايد): ص ١٢٤.