دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٩
٥ / ٥
ياران امام حسين عليه السلام
٩٠.الخصال ـ به نقل از ثابت بن ابى صفيّه ـ :امام زين العابدين عليه السلام [در باره ابو الفضل العبّاس عليه السلام ]فرمود : «خدا رحمت كند عبّاس بن على را كه ايثار كرد و مردانه جنگيد و خود را فداى برادرش كرد تا آن كه دو دست او قطع شد و خداوند ، به جاى آنها ، دو بال به او داد كه با آنها در بهشت ، با فرشتگانْ پرواز مى كند ، چنان كه به جعفر بن ابى طالب ، دو بال داد» .
٩١.ينابيع المَوَدّة ـ در يادكردِ رخدادهاى عاشورا ـ :چون تشنگى شدّت گرفت ، امام حسين عليه السلام به برادرش عبّاس فرمود : «اهل بيتت را جمع كن و چاهى حفر كنيد» . آنان ، چنين كردند و به تخته سنگى برخوردند . چاه ديگرى كَندند و در آن نيز به تخته سنگى برخورد كردند. پس امام عليه السلام به او فرمود : «برو و از فرات ، برايمان آب بياور» . عبّاس گفت : اطاعت مى كنم! و با عدّه اى از مردان ، به راه افتاد . سپاه عمر بن سعد ، مانع [حركت] آنان شدند . عبّاس ، بر آنها حمله برد و شمارى از دشمنان را كُشت تا آنان را از شريعه ، كنار زد و دورشان كرد . پياده شد و مَشك را پُر كرد . آن گاه ، مُشتى آب برداشت تا بنوشد ؛ امّا به ياد تشنگى حسين عليه السلام و خانواده او افتاد و آب را از دستش ريخت و گفت : به خدا سوگند كه با وجود تشنگى كودكان حسين و خودش ، آب نمى نوشم ، و شروع به خواندن اين ابيات كرد : اى نفس! ننگت باد كه پس از حسين بمانى هرگز مباد كه بعد از او زنده بمانى! اينك ، حسين ، جام مرگ مى نوشد و تو آب خُنَك و گوارا مى نوشى؟ به خدا سوگند كه اين ، نه رسم دين من است و نه رسمِ دارنده يقين راستين .