دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٤
به نظر مى رسد كه ظاهر اين حديث ، با توجّه به آنچه ذكر شد ، قابل قبول نيست . {-٤-}
سه . اَجَل داشتن جوامع بشرى
يكى ديگر از نكاتى كه قرآن كريم در باره اجل مطرح كرده است ، اين است كه قانونِ اجل و حيات و مرگ ، اختصاص به افراد انسان ها ندارد ؛ بلكه اقوام و جوامع و امّت ها را نيز در بر مى گيرد: «وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ . [٢] هر امّتى اَجَلى دارد . پس چون اجلشان فرا برسد ، [نمى توانند آن را ]لحظه اى پيش و پس بيندازند» . جامعه انسانى نيز مانند انسان ، داراى دو نوع اجل است: اجلِ موقوف و اجل محتوم ، كه اگر دچار انحراف گردد ، در دام اجل موقوف مى افتد و اگر در مسير صحيح حركت كند ، تا اجل محتوم تداوم خواهد يافت.
چهار . نگهبانى اَجَل از انسان
احاديث فصل سوم اين بخش ، بر اين تأكيد دارند كه اجل ، دژ محكمى است كه حراست انسان را بر عهده دارد و اين دژ براى پاسدارى از جان انسان ، كافى است. در اين باره دو مسئله قابل طرح است: يك . كدام نوع اجل ، از انسان حراست مى كند ؟ دو . اگر بپذيريم كه اجل ، نگهبانِ انسان است ، چه نيازى به پيشگيرى از
[١] گفتنى است كه علّامه مجلسى در بيان جمع ميان اين حديث و احاديث ديگر مطلبى دارند (ر . ك : بحار الأنوار : ج ٥ ص ١٤٠) . [٢] اعراف : آيه ٣٤ .