دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٣
إذا حَدَّثتُم بِحَديثٍ فَأسنِدوهُ إلَى الَّذى حَدَّثَكُم ؛ فَإِن كانَ حَقّا فَلَكُم وَ إِن كانَ كَذِبا فَعَلَيهِ . [١] هنگامى كه حديثى را نقل مى كنيد ، آن را به كسى كه آن را روايت نموده ، نسبت دهيد ، كه اگر درست باشد ، به سود شماست و اگر دروغ باشد ، به زيان راوى است . بنا بر اين ، براى رعايت احتياط ، توصيه اكيد داريم كه كسانى كه مى خواهند از اين كتاب يا ساير كتب حديثى ، حديثى نقل كنند ، آن را مستقيما به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام نسبت ندهند ؛ بلكه حديث را از طريق منبعى كه آن را روايت كرده است ، به آنان منسوب نمايند . براى نمونه ، نگويند : «پيامبر صلى الله عليه و آله چنين فرمود» يا : «امام عليه السلام چنين فرمود» ؛ بلكه بگويند : «فلان كتاب، از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين روايت كرده است» و يا بگويند : «از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين روايت شده است» .
بصيرت
ناگفته نماند كه در كنار تخصّص هاى سه گانه اى كه شرح آن گذشت ، مدد الهى و نورانيّت درونى ـ كه ما از آن به «بصيرتْ» تعبير مى كنيم ـ ، سهمى ويژه در نقد و ارزيابى حديث دارند. اين نورانيّت ، علاوه بر اين كه شناخت سنّت صحيح را براى پژوهشگر ، آسان مى سازد ، زمينه ساز قدرت استنباطِ درست احكام الهى از قرآن و سنّت نيز هست و اين ، همان نيروى قدسى الهى است كه از نگاه شهيد ثانى ، علاوه بر فقه و اصول و ساير علوم مقدّماتى ، شرط استنباط احكام است. [٢] ايشان ، پس از تبيين اقسام علوم
[١] الكافى : ج ١ ص ٥٢ ح ٧ . [٢] شهيد ثانى (٩١١ ـ ٩٦٥ ق) ، همچنين در كتابش شرح اللمعة (ج ٣ ص ٦٦) ، در بيان شرايط اِفتا مى نويسد : « ... آرى! با همه اين احوال ، فرد بايد از نيروى ارجاع فروع به اصول ، و استنباط فروع از اصول ، برخوردار باشد . اصل مهم در اين زمينه همين است، و گرنه ، تحصيل اين مقدّمات در روزگار ما ، به سبب كثرت تحقيقات علما و فقها در اين باب ، آسان شده است . آن قوّه استنباط و اجتهاد هم در دست خداوند متعال است و او ، آن را به هر يك از بندگانش كه بخواهد و مصلحت بداند ، عطا مى كند . البته مجاهدت و ممارست ، تأثير بسيارى در كسب اين قوّه دارد : «و آنان كه به خاطر ما مجاهدت كنند ، هر آينه ، راه هايمان را به آنان نشان مى دهيم» » . [٣] عنكبوت : آيه ٦٩ . [٤] منية المريد : ص ٣٨٧ .