دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥
اگر اين كاستى، در آخر حديث و يك جمله كامل باشد ، آن را با اين عبارت، توضيح داده ايم : «و ليس فيه ذيله (در اين منبع ، پايان حديث نيامده است)» ؛ ولى اگر يك جمله كامل نباشد يا چند جمله باشد ، آن را با اين عبارت، خاطرنشان ساخته ايم : «و ليس فيه ذيله من كذا (در اين منبع ، بخش پايانى حديث ، از فلان كلمه، نيامده است)» . ٢٠ . هر كلمه يا عبارتى كه بعد از نام يك منبع آمده ـ خواه براى بيان نام راوى باشد ، يا براى بيان اختلاف و يا مشابهت ـ فقط به همان منبعْ مربوط مى شود ، مگر آن كه همراه با يكى از اين الفاظ ، آمده باشد : «كِلاهُما (هر دو منبع)» ، «كُلُّها (همه منابع)» ، «فيهما (در اين دو منبع)» و «فيها (در همه اين منابع)»، كه در اين صورت ، به منابع پيش از آن نيز برمى گردد. گفتنى است كه هر گاه دو نشانى به يك منبع داده شود ، هر يك از آن دو ، مستقل در نظر گرفته مى شود و آنچه گفتيم ، در باره آن نيز جارى است. نيز بايد دانست كه به كار بردن تعابير ياد شده، گاه، ما را وا مى دارد كه ترتيب منابع (بر حَسَب اعتبار آنها) را رعايت نكنيم . بنا بر اين ، اين بند از توضيحات ، بر بندهاى پيشين ـ كه براى توضيح روش خود آورديم ـ ، حاكم است. براى مثال ، اگر مَروىٌّ عنه (يعنى گوينده اصلى حديث) [١] يا راوى، در دو يا چند منبع ، يكى باشد ، در پانوشت، اين منابع را به صورت پياپى مى آوريم و در پى آن ، يكى از اين دو تعبير را به كار مى بريم : «كِلاهُما عن... (در هر دو منبع از...)» و «كُلُّها عن... (همه آنها از...)» ؛ و چنانچه مرجع ضمير ، موجب اشتباه گردد ، به جاى آن ، تعداد منابعِ هم سخن در اين باره را ذكر مى كنيم . براى مثال آورده ايم: «و الثلاثة الأخيرة عن الإمام الباقر عليه السلام (سه منبع آخر ، از امام باقر عليه السلام )». ٢١ . سعى شده است كه از كتاب هايى كه انتساب آنها به اهل بيت عليهم السلام قطعى نيست ،
[١] كتاب هاى موجود در گروه دانش نامه نگارى پژوهشكده علوم و معارف حديث، بر پايه اصول و معيارهاى خاصّى مرتّب و طبقه بندى شده اند؛ معيارهايى چون : تقدّم تاريخى كتاب ، شخصيّت مؤلّف و نزديكى اش به عصر بيان حديث ، احراز انتساب كتاب به مؤلّف ، ارزش كتاب در محافل علمى ، و ديگر معيارها و اصول ارزش گذارى كتاب ها . همين كار ، معيار ترتيب منابع در پانوشت ها نيز قرار گرفته است . [٢] مقصود، پيامبر يا امامى است كه حديث، از او نقل شده است. [٣] مثل همين مورد ـ كه راوى در حديث، نقش داشته باشد ـ و يا وقتى كه حديث، «مُضمَر» است و تعيين مَروىٌّ عنه (گوينده اصلى حديث)، امكان پذير نيست. [٤] مثل مواردى كه حديث، به «الحسن» (بدون هيچ مشخّصه ديگرى) نسبت داده شده است. [٥] در ويرايش فارسى و بازبينى ترجمه ، به ضرورت ، به گروه ديگرى از منابع نيز مراجعه شده است ، از جمله براى شرح لغات به : غريب الحديثِ هِرَوى و ابن قُتَيبه و بُستى و حَربى و سَرَقُسطى ، الطرازِ يحيى بن حمزه ، تاج العروس ، تاج المصادر بيهقى و منتهى الأرب ، و براى شرح لغات و تركيبات پيچيده ، به : المَجازات النبويّة ، الطراز سيّد على خان مدنى و الديباج الوضىّ ، گر چه غالبا ذكر منبع ، امكان پذير نبوده است .