دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦
كرده اند. در نتيجه ، تمسّك به اهل بيت عليهم السلام ، در واقع ، كامل ترين شكل تمسّك به سنّت و سيره پيامبر صلى الله عليه و آله است.
دو. رابطه متقابل قرآن و سنّت
در باره جايگاه سنّتِ پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام و نقش آن در تبيين مفاهيم قرآن و مقاصد آن ، چند ديدگاه وجود دارد:
ديدگاه نخست . فهم قرآن، بى نياز از سنّت
اين ديدگاه ، براى نخستين بار توسط خليفه دوم ، مطرح شد . او هنگامى كه پيامبر خدا در بستر مرگ مى خواست سنّت مكتوبى از خود به يادگار بگذارد ، كه مانع از گم راهى امّت شود ، با استناد به اين نظريه ، از اقدام پيامبر صلى الله عليه و آله ممانعت به عمل آورد. بخارى ، اين داستان را به نقل از ابن عبّاس ، چنين نقل كرده است: لَمّا حُضِرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله و فِى البَيتِ رِجالٌ فيهِم عُمَرُ بنُ الخَطّابِ، قالَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله : هَلُمَّ أكتُب لَكُم كِتاباً لا تَضِلّوا بَعدَهُ! فَقالَ عُمَرُ: إنَّ النَّبِىَّ صلى الله عليه و آله قد غَلَبَ عَلَيهِ الوَجَعُ! و عِندَكُمُ القُرآنُ . حَسبُنا كِتابُ اللّهِ . [١] چون پيامبر خدا در بستر احتضار افتاد ، عده اى از جمله عمر بن خطّاب، در اتاق ، حضور داشتند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «بياييد تا براى شما نوشته اى بنويسم تا با وجود آن ، هرگز گم راه نشويد» . عمر گفت : درد ، بر پيامبر ، غلبه كرده است! در نزد شما قرآن هست . كتاب خدا ، ما را كفايت مى كند. اين سخن ، بدان معناست كه در معرفت دينى ، مطلقا نيازى به سنّت نيست .
[١] صحيح البخارى : ج ٥ ص ٢١٤٦ ح ٥٣٤٥ و ج ٦ ص ٢٦٨٠ ح ٦٩٣٢ ، مسند ابن حنبل : ج ١ ص ١٧٩ ح ٣١١١ ؛ الأمالى ، مفيد : ص ٣٦ ح ٣ ، بحار الأنوار : ج ٢٢ ص ٤٧٤ ح ٢٢ . براى اطّلاع بيشتر ، ر . ك : دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ : ج ٢ ص ٤٢٩ (بخش سوم / آخرين تلاش هاى پيامبر براى تعيين جانشين) .