دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٩
١٥.تفسير العيّاشى ـ به نقل از حمران ، در گفتگو با امام صادق عليه السلام ـ :از ايشان در باره اين سخن خداوند : «سپس اجلى مقرّر داشت ، و اجل مسمّا ، نزد اوست» ، پرسيدم . فرمود : «اجل مُسمّا [يا محتوم] ، اجلى است كه در آن شب (شب قدر) براى ملك الموت اسم برده مى شود . اين ، همان اجلى است كه خداوند فرموده است : «پس هر گاه اجلشان فرا رسد ، نمى توانند [آن را] لحظه اى پس و پيش بيندازند» و اين ، همان اجلى است كه در شب قدر براى مَلَك الموت اسم برده [و به او اعلام ]مى شود . اجل ديگر ، اجلى است كه بستگى به مشيّت [خدا] دارد : اگر خواست ، آن را پيش مى اندازد و اگر خواست ، به تأخيرش مى افكند» . «اجلى را مقرّر داشت ، و اجل محتوم ، نزد اوست» ـ :
١٦.امام صادق عليه السلام ـ در باره اين سخن خداوند :اجل نخست ، اجلى است كه خداوند به فرشتگان و فرستادگان و پيامبران وا مى گذارد ؛ و اجل محتومى كه نزد اوست ، آن اجلى است كه خداوند از خلايق ، پوشيده اش داشته است.
١٧.امام على عليه السلام ـ در نامه اى به معاويه ـ :هر گاه جنگ ، شدّت مى گرفت و مردم ، پا پس مى نهادند ، پيامبر خدا افراد خانواده اش را پيش مى افكند (سپر بلا مى ساخت) و به واسطه آنان ، يارانش را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد . چنين بود كه عبيدة بن حارث در جنگ بدر ، حمزه در جنگ اُحُد ، و جعفر در جنگ موته ، كشته شدند . و آن كسى هم كه اگر بخواهم ، نامش را مى برم، [١] همانند آن بزرگواران ، خواهان شهادت بود ؛ امّا اجل هاى آنها پيش افتاد و مرگ او به تأخير افكنده شد.
[١] مراد ، خودِ امام على عليه السلام است .