دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٧
باشد ؛ ولى متن، صادر نشده باشد و راوى يا ناسخ ، خطا كرده باشند ، و يا سند ، ضعيف باشد ؛ امّا متن ، صادر شده باشد. البتّه حجّيت حديث صحيح و عدم حجّيت حديث ضعيف در مسائل فقهى ، موضوع ديگرى است كه در اين جا مورد بحث نيست . سؤال مهمّ ديگرى كه قابل طرح است ، اين است كه : آيا احاديثى كه از نظر سند، ضعيف اند يا قوّت لازم را ندارند ، بايد كنار گذاشته شوند و از منابع حديثى حذف گردند ؟ پاسخ اين سؤال نيز منفى است ؛ زيرا با توجّه به اين كه ضعف سند ، دليل عدم صدور نيست ، با حذف احاديثى كه از جهت سند ، دچار مشكل اند ، جامعه از بخش عمده اى از ره نمودهاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام در زمينه هاى مختلف فرهنگى ، محروم خواهند شد. [١] و آخرين پرسش در اين زمينه، اين كه : آيا احاديثى را كه دچار ضعف سندند ، مى توان به عنوان ره نمودهاى پيشوايان اسلام به جامعه عرضه كرد؟ پاسخ اين سؤال هم منفى است ؛ زيرا با سرگذشت تأسّفبارى كه تدوين حديث داشته و احاديثى كه به دست سياستبازان تاريخ اسلام ساخته شده اند ، عرضه خام متونى (نُصوصى) كه اعتبار لازم را ندارند ، نه تنها سودمند نيست ، بلكه كارى بس خطرناك به نظر مى رسد. بنا بر اين ، احاديثى را كه از نظر سندْ ضعيف اند ، نه مى توان به طور مطلق پذيرفت و نه مى توان به طور مطلق ، رد كرد . البتّه راه سومى وجود دارد و آن ، نقد و ارزيابى اين گونه احاديث است ، كه بايد گفت : نه تنها اين گونه احاديث ، بلكه حتّى
[١] محقّق حلّى (م ٦٧٦ ق)، فقيه بزرگ شيعه، با نگاهى همه جانبه به اين مسئله نگريسته و مبناى منطقى و ميانه اى را عرضه كرده است. براى ديدن سخن دقيق و عميق وى در اين باره، ر.ك: المعتبر: ج ١ ص ٢٩.