دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٦
نقل كمترى صورت گيرد. با اين حال ، چنانچه حديثى را از اين گونه كتاب ها انتخاب كنيم ، در ابتداى حديث ، به اين ترديد در نسبت كتاب به امام عليه السلام ، اشاره مى كنيم ، مثل : الديوان المنسوب إلى الإمام علىّ عليه السلام ، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرىّ عليه السلام ، مصباح الشريعة ـ فيما نَسَبَه إلى الإمام الصادق عليه السلام ـ . ٢٢ . معيارِ آوردن نام مَروىٌّ عنه يا راوى ، بدين گونه است : الف ـ در ابتداى هر حديث (صدر حديث) ، نام مروىٌّ عنه (گوينده اصلى حديث) را مى آوريم ، مگر آن كه راوى در حديث ، نقش داشته باشد ـ به طورى كه جز با آوردن نام او ، حديث ، مفهوم درست خود را پيدا نكند ـ ، كه در اين صورت ، ابتدا نام راوى را مى آوريم و سپس ، نام مروىٌّ عنه را و از آن جا كه به اقتضاى شيوه تدوين اين دانش نامه، در ابتداى حديث ، نام مروىٌّ عنه آورده مى شود و اگر نام مروىٌّ عنه را نتوان آورد، [١] نام منبع مى آيد، لذا در چنين مواردى (نقش داشتن راوى در حديث)، نام منبعى كه متن از آن نقل شده است ، خواهد آمد و سپس ، نام راوى، مانند: الخصال عن زُرارة: سمعتُ أبا عبد اللّه عليه السلام يقول:...، فَسَألتُه عن...، فقال: يا زرارة!... الخصال ـ به نقل از زُراره ـ : شنيدم ابو عبد اللّه [امام صادق] عليه السلام مى فرمود:... از ايشان پرسيدم كه... فرمود: اى زراره!... ب ـ به سبب تعدّد القاب پيامبر بزرگوار و اهل بيت گرامى ايشان و انبياى پيشين و نيز تعدّد نام ها و كُنيه هايى كه براى آنها به كار مى رود، فقط يكى از آنها ـ كه همان نام يا لقب مشهور است ـ گزينش شده است، تا در صدر احاديث، با روشى يكسان، از مروىٌّ عنه نام برده شود؛ امّا اگر نام يا لقب يا كنيه آن بزرگواران، در ميانه متونِ نقل شده آمده باشد ، به همان حال ، دست نخورده باقى مى ماند، مگر در ترجمه ـ كه به
[١] كتاب هاى موجود در گروه دانش نامه نگارى پژوهشكده علوم و معارف حديث، بر پايه اصول و معيارهاى خاصّى مرتّب و طبقه بندى شده اند؛ معيارهايى چون : تقدّم تاريخى كتاب ، شخصيّت مؤلّف و نزديكى اش به عصر بيان حديث ، احراز انتساب كتاب به مؤلّف ، ارزش كتاب در محافل علمى ، و ديگر معيارها و اصول ارزش گذارى كتاب ها . همين كار ، معيار ترتيب منابع در پانوشت ها نيز قرار گرفته است . [٢] مقصود، پيامبر يا امامى است كه حديث، از او نقل شده است. [٣] مثل همين مورد ـ كه راوى در حديث، نقش داشته باشد ـ و يا وقتى كه حديث، «مُضمَر» است و تعيين مَروىٌّ عنه (گوينده اصلى حديث)، امكان پذير نيست. [٤] مثل مواردى كه حديث، به «الحسن» (بدون هيچ مشخّصه ديگرى) نسبت داده شده است. [٥] در ويرايش فارسى و بازبينى ترجمه ، به ضرورت ، به گروه ديگرى از منابع نيز مراجعه شده است ، از جمله براى شرح لغات به : غريب الحديثِ هِرَوى و ابن قُتَيبه و بُستى و حَربى و سَرَقُسطى ، الطرازِ يحيى بن حمزه ، تاج العروس ، تاج المصادر بيهقى و منتهى الأرب ، و براى شرح لغات و تركيبات پيچيده ، به : المَجازات النبويّة ، الطراز سيّد على خان مدنى و الديباج الوضىّ ، گر چه غالبا ذكر منبع ، امكان پذير نبوده است .