دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨
الماضينَ . [١] قرآن، زنده است و نمى ميرد، و آيه[هاى آن] نيز زنده اند و نمى ميرند ؛ زيرا اگر آيه اى كه در باره اقوامى نازل شده است ، با مُردن آنها مى مُرد، قرآن نيز مُرده بود ؛ بلكه قرآن ، در ميان آيندگان ، جارى است ، همچنان كه در ميان گذشتگان ، جارى بود. همچنين از امام صادق عليه السلام گزارش شده است كه : إنَّ القُرآنَ حَىٌّ لَم يَمُت ، وَ إنَّهُ يَجرى كَما يَجرِى اللَّيلُ وَ النَّهارُ ، وَ كَما تَجرِى الشَّمسُ وَ القَمَرُ ، وَ يَجرى عَلى آخِرِنا كَما يَجرى عَلى أوَّلِنا . [٢] قرآن ، زنده است و نمى ميرد و هماره [در همه زمان ها] جارى است ، چنان كه شب و روز ، و خورشيد و ماه ، در جريان اند، و همچنان كه بر اوّلين كسانِ ما جارى بوده ، بر آخرين كسان ما نيز جارى است. اين سخن ، بدين معناست كه معارفى كه قرآن در زمينه جهان شناسى و انسان شناسى ارائه مى كند و برنامه هايى كه براى سعادت انسان دارد ، منطبق با معيارهاى عقلى و علمى ، و نيازهاى فطرى انسانهاست و از اين رو، اختصاص به زمان خاصى ندارد؛ بلكه در طول زمان، زنده و جاويد است .
٥ . طراوت
ممكن است چيزى ، سال ها زنده بماند، ولى در طول زمان، كهنه و فرسوده شود و تازگى و شادابى خود را از دست بدهد ؛ اما قرآن ، علاوه بر اين كه هميشه زنده است ، هيچ گاه كهنه و فرسوده نمى شود ؛ بلكه همواره نو و باطراوت است ، چنان كه در گزارشى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است :
[١] بحار الأنوار : ج ٣٥ ص ٤٠٣ ح ٢١، تفسير العيّاشى: ج ٢ ص ٢٠٣ ح ٦ . [٢] تفسير العيّاشى : ج ٢ ص ٢٠٣ ح ٦، بحار الأنوار : ج ٣٥ ص ٤٠٤ ح ٢١ .