دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣
از سوى ديگر ، محبّت كردن به كسانى كه بر جامعه انسانى رحم نمى كنند ، بسيار خطرناك است . به فرموده امام على عليه السلام : رَحمَةُ مَن لا يَرحَمُ تَمنَعُ الرَّحمَةَ ، وَاستِبقاءُ مَن لا يُبقى يُهلِكُ الاُمَّةَ . [١] رحم كردن به كسى كه رحم نمى كند ، مانع رحمت مى شود ، و باقى گذاشتن كسى كه جان از دست او به در نمى برند ، امّت را به نابودى مى كشاند . مقتضاى محبّت به جامعه انسانى ، دشمنى با چنين عناصر خطرناك و كوتاه كردن دست آنها از تجاوز به حريم انسانيت است. بر اين اساس ، حكمت دشمنى براى خدا ، مبارزه با موانع شكوفايى ارزش هاى انسانى و پاكسازى جامعه از عناصر ضدّ ارزشى است . اهمّيت اين مبارزه ، نه تنها كمتر از تلاش براى ساماندهى جامعه مبتنى بر محبّت نيست ، بلكه جزئى از اين تلاش محسوب مى شود.
كين ورزى ، ريشه در مهرورزى دارد!
علاوه بر آنچه در حكمت دشمنى براى خدا ذكر شد ، اصولاً دشمنى ، ريشه در دوستى دارد و محبّت واقعى ، هميشه با دشمنى همراه است . انسان به هر چيزى علاقه پيدا كند ، به طور طبيعى از ضدّ آن ، متنفر مى گردد . انسان ، نمى تواند كسى را واقعا دوست داشته باشد و دشمن او را دشمن نداشته باشد . دشمن داشتنِ دشمنان ، در حقيقت ، يكى از روشن ترين دلايل واقعى بودن دوستىِ مدّعيانِ محبّت است و از اين رو ، در متون اسلامى ، دشمنى براى خدا در كنار دوستى براى خدا مورد توجّه و تأكيد است.
[١] غرر الحكم: ح ٥٤٣٠ .