دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨١
عليهم ما يدلّ عليه ولم يرد ، مع أنّ عمل الشيعة كان عليه في قديم الزمان وحديثه ، والظاهر أنّه لو عمل عليه أحد لم يكن مأثوما إلاّ مع الجزم بشرعيّته فإنّه يكون مخطئا ، والأولى أن يقوله على أنّه جزء الإيمان لا جزء الأذان . [١] با در نظر گرفتن فراوانىِ اخبارى كه درباره افزايش و كاهش [ بندهاى اذان ]وارد شده و ما تنها بعضى از آنها را آورديم ، يقين كردن به اين كه اين اخبار ، ساختگى هستند ، مشكل است . ظاهرا اخبار مربوط به افزوده شدن اين جملات ، هم در اصول (كتاب هاى «اصل») وجود دارند و هم صحيح اند، چنان كه از كار محقّق و علاّمه و شهيد ـ رحمهم اللّه ـ چنين پيداست ؛ زيرا اين اخبار را شاذ دانسته اند و حديث شاذ ، حديثى است كه صحيح ، امّا غير مشهور است ، با آن كه قائلان به صحّت اين اخبار نيز اندك اند ـ چنان كه دانستى ـ . پس به صرف اين كه مفوّضه يا عامّه (اهل سنّت) به چيزى عمل كنند ، نمى توان به عدم آن يا ساختگى بودنش قطع پيدا كرد ، مگر آن كه از ائمّه ـ صلوات اللّه عليهم ـ روايتى دالّ بر اين امر رسيده باشد ، كه در اين مورد نرسيده است . به علاوه ، شيعه در گذشته و حال ، به آن (ذكر شهادت سوم در اذان) عمل كرده است . ظاهر روايات نيز بيانگر آن است كه هر گاه كسى به آن عمل كند ، گنهكار نيست ، مگر در صورت يقين به شرعى بودنش ، كه در اين صورت خطاكار است . بهتر ، آن است كه آن (شهادت سوم) را جزء ايمان بداند ، نه جزء اذان . وى در كتاب حديقة المتّقين در مورد شهادت سوم مى گويد : جمعى از اصحاب ، نقل كرده اند كه در اخبار شاذ ، آمده است كه آن ، جزء اذان است و اگر كسى اين دو بند را به اين عنوان بگويد كه اگر از شارعْ متلقّى است ،
[١] ر . ك : ص ٣٦٤ ح ١٠٦٤ .[٢] مفوّضه فرقه اى از مسلمانان كه معتقد بودند خداوند ، محمّد صلى الله عليه و آله را آفريد و آفرينش دنيا را به او وا گذاشت . از اين رو، پيامبر صلى الله عليه و آله نيز آفريدگار است و به قولى ، معتقد بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله هم كار آفرينش دنيا را به على عليه السلام وا گذاشت .[٣] كتاب من لايحضره الفقيه : ج ١ ص ١٨٨ـ١٨٩ .[٤] النهاية : ص ٦٩ .[٥] المبسوط : ج ١ ص ٩٩ .[٦] المقنعة : ص ١٠٠ .[٧] رسائل الشريف المرتضى : ج ٣ ص ٣٠ .[٨] الكافى ، حلبى : ص ١٢٠ .[٩] المراسم العلويّة : ص ٦٧ .[١٠] المعتبر : ج ٢ ص ١٢٤ .[١١] منتهى المطلب : ج ٤ ص ٣٧٧ .[١٢] روضة المتّقين : ج ٢ ص ٢٤٥ .[١٣] حديقة المتّقين (مخطوط) : ص ١٧ (به نقل از : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة بالولاية فى الأذان والإقامة مع عدم قصد الجزئيّة) .[١٤] لوامع صاحبقرانى : ج ١ ص ١٨٢ .[١٥] بحار الأنوار : ج ٨٤ ص ١١١ .[١٦] الأنوار النعمانيّة : ج ١ ص ١٦٩ .[١٧] الحدائق الناضرة : ج ٧ ص ٤٠٣ .[١٨] ذخيرة المعاد : ج ٢ ص ٢٥٤ .[١٩] الزهران الزوية فى الروضة البهيّة (مخطوط) (نقل از : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة ...) .[٢٠] قاسم بن معاويه روايت كرد كه : به امام صادق عليه السلام گفتم : اينها در حديث معراج روايت مى كنند كه چون پيامبر خدا به معراج برده شد ، بر عرش ديد ... و چون خداوند عز و جل ماه را آفريد ، بر آن نوشت : «لا إله إلاّ اللّه ، محمّد رسول اللّه ، علىّ أمير المؤمنين» و اينها همان لكّه هاى سياهى هستند كه شما در ماه مى بينيد . پس هر گاه يكى از شما مى گويد : «لا إله إلاّ اللّه ، محمّد رسول اللّه » ، بايد بگويد : «علىٌّ امير المؤمنين» (الاحتجاج : ج ١ ص ٣٦٥ ح ٦٢) .[٢١] ر.ك : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة ... : ص٣٨٤ـ٤١٧ .