دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٣
هر كارى آدابى [و آيينى] دارد . برجسته ترين نكات در تبيين احاديث ادب ، عبارت اند از :
يك . معناى ادب
در احاديث اسلامى ، كلمه ادب به طور كلى در سه معنا به كار رفته است :
الف ـ تبلور ارزش هاى فطرى و عقلى و اجتماعى
امام على عليه السلام با اشاره به همين معنا فرمود : كَفاكَ أدَبا لِنَفسِكَ اجتِنابُ ما تَكرَهُهُ مِن غَيرِكَ . [١] تو را براى ادب كردن خويش ، همين بس كه از آنچه از ديگران نمى پسندى ، دورى گزينى. لازمه اجتناب از آنچه انسان از ديگران ناپسند مى داند ، تبلور ارزش هاى فطرى ، عقلى و اجتماعى در گفتار و كردار است . كسى كه خود را متعهّد به رعايت اين ارزش ها كند ، نيازى به مربى و مؤدِّب ندارد ، چنان كه وقتى از عيسى عليه السلام پرسيدند : چه كسى تو را ادب آموخت؟ فرمود : ما أدَّبَني أحَدٌ ، رَأَيتُ قُبحَ الجَهلِ فَجانَبتُهُ . [٢] كسى مرا ادب نياموخت ؛ بلكه زشتىِ نادانى [ و بى ادبى ] را ديدم و از آن دورى گزيدم. بى ادبى در گفتار و كردار ، ريشه در جهل دارد . عقل ، انسان را مقيّد به رعايت ارزش هايى مى كند كه براى حفظ هويت انسانى ، راهى جز آن وجود ندارد . از اين رو ، امام على عليه السلام مى فرمايد :
[١] ر . ك : ص ٢٠٤ ح ٧٧٧ .[٢] ر. ك : ص ٢٠٦ ح ٧٨٢ .