دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٧
٩٥٧.امام على عليه السلام : بر تو باد مدارا كردن با مردم ، گرامى داشتن دانشمندان ، و گذشت از لغزش هاى برادران ؛ چرا كه سرور عالميان ، تو را چنين ادب آموخته و فرموده است : «از كسى كه به تو ستم كرده است ، گذشت كن و با كسى كه از تو بريده است ، پيوند زن و به كسى كه از تو دريغ ورزيده است ، عطا كن».
٩٥٨.امام صادق عليه السلام ـ دو دليل بر اثبات پيامبر .. . پس ، ثابت شد كه از سوى خداوند حكيم دانا ، بايد در ميان خلقش كسانى باشد كه آنان را امر و نهى كنند ، و سخنگويانى از جانب او عز و جل باشند . ايشان همان پيامبران و برگزيدگانِ از ميان خلق او هستند ؛ حكيم اند و حكمت مى آموزند و با حكمت فرستاده شده اند و با آن كه در خلقت و هيأت همانند ساير مردمان اند ، در چيزى از حالات و احوال ، با آنان شريك نيستند.
٩٥٩.امام رضا عليه السلام : ... اگر كسى بگويد : چرا شناخت پيامبران و اعتراف به آنها و اقرار به [لزوم] فرمان بردارى از آنان ، بر مردم واجب است؟ در پاسخ گفته شود : چون در وجود مردم و قُواى آنان ، چيزى نيست كه با آن ، مصالحشان را كامل سازند ، و آفريدگار نيز برتر از آن است كه ديده شود ، و ناتوانى و عجز آنان از ادراك او آشكار است . پس ، چاره اى جز آن نيست كه ميان خداوند و مردم ، پيام آورى باشد كه اوامر و نواهى و ادب [و آموزه هاى] او را به ايشان برساند ، و آنها را به آنچه مايه سود و زيانشان مى شود ، آگاه سازد.
٩٦٠.امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان {٠ فدايت شوم ! دانش بجوى و ادب بياموز / تا بدين سبب ، قوىْ دست شوى ، و نيكو طلب كن! ٠} {٠ زهى آن جوانى كه او نَسَب هايش بزرگوارى است / آفرين بر آن بزرگوارى اى كه نَسَب او شود! ٠} {٠ آيا جوان مردى ، جز بر دوش كشيدن است / زينهارها را و نگهداشت پناهجوى را؟! ٠} {٠ هر كه دين مصطفى ، او را نياموزد ادبِ/ ناب ، در احوالْ سرگشته و پريشان گردد. ٠}