دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٣
٨٦٨.امام صادق عليه السلام : بنده مؤمن ، به خانواده خود چندان علم و ادبِ نيكو ارث مى دهد كه همه آنان را وارد بهشت مى گرداند ، به طورى كه تمام آنها را ، از كوچك و بزرگ و خادم و همسايه ، در بهشت مى يابد . و بنده گنهكار ، براى خانواده خود چندان ادب بد به ارث مى گذارد كه همه آنان را به دوزخ مى بَرد ، به طورى كه تمام افراد خانواده اش را ، از كوچك و بزرگ و خادم و همسايه [يا : پناهنده] ، در آن جا مى يابد.
ر . ك : ص ٢٦٩ (مربيان و ادب آموزان) .
٣ / ٣
تلاش
٨٦٩.امام على عليه السلام : خِرَد ، خدادادى است و ادب ، اكتسابى.
٨٧٠.امام على عليه السلام : بر خردمند است كه بدى ها [و معايب] خود را در دين و انديشه و اخلاق و ادب [ ـِ رفتار] ، شماره كند و آنها را در سينه [ و حافظه ]اش يا در نوشته اى گرد آورَد و براى از بين بردن آنها بكوشد.
٨٧١.امام صادق عليه السلام : لقمان ، فرزندش باثار را پند داد ، به گونه اى كه او شكُفت و باز شد [١] . و از جمله پندهايش اين بود كه .. . فرزندم! اگر در خُردى ادب بياموزى در بزرگى از آن سود مى برى ، و هر كه به ادب توانگر شود ، بدان اهتمام مى ورزد ، و هر كه به ادب اهتمام ورزد ، درصدد به دست آوردن دانش آن برمى آيد ، و هر كه درصدد دانش آن برآيد ، عطش جويندگىِ او شدّت مى گيرد ، و هر كه عطش جويندگى اش شدّت گيرد ، به سود آن دست مى يابد . پس ، ادب را عادت خويش گردان ؛ زيرا كه تو جانشين گذشتگانت هستى ، و با ادب ، به آيندگانت سود مى رسانى ، و مشتاقان [ ـِ ادب] ، در آن به تو اميد مى بندند ، و بيمناكان از هيبت تو [كه با ادب حاصل شده است ، ] مى هراسند . از سستى كردن در تحصيل ادب و جستن غير ادب ، دورى كن ؛ كه [ با وجود برخوردارى ات از ادب] اگر دنيا را از تو به زور بگيرند ، آخرت را هرگز نمى توانند از تو بگيرند . هر گاه طلب علم در جايگاه هايش را از كف بدهى ، آخرت را از تو گرفته اند. در روزها و شب ها و ساعت هاى عمرت ، سهمى براى تحصيل علم قرار ده ؛ زيرا كه تو براى از كف دادن علم ، عاملى بزرگ تر از ترك آن نخواهى يافت».
[١] «باثار» نام پسر لقمان است (الميزان ج ١٦ ص٢٢٣) كه از وى به نانان و نامان (أمالى صدوق ص٧٦٦) ، ناتان (بحار الأنوار ج ١٠٨ ص١٧٥) و فاتان (وسائل الشيعة ج ١١ ص١٧٠) نيز نام برده شده است . و مراد از شكفتن و باز شدن ، تأثير كلام و پند لقمان در فرزندش است ، به گونه اى كه او را شكوفا كرده و به فعليت رسانده است .