دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٥
٦ / ٧
اندرز دادن
٩٩٤.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عموى ابورافع بن عمرو زمانى كه بچّه بودم ، به درخت خرمايى كه متعلّق به انصار بود ، سنگ مى زدم . پيامبر صلى الله عليه و آله آمد . به ايشان گفته شد : پسربچه اى به نخل ما سنگ مى زند! مرا نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بردند . فرمود : «پسر جان! چرا به نخل سنگ مى زنى؟» . گفتم : خرما مى خورم . فرمود : «به نخل سنگ نزن ؛ بلكه از خرماهايى كه پاى آن ريخته است ، بخور» . سپس ، دستى به سرم كشيد و فرمود : «خدايا! شكمش را سير گردان» .
٩٩٥.امام على عليه السلام : از كسانى مباش كه پند و نصيحت ، سودشان نمى بخشد ، مگر آن كه او را سخت ملامتْ كنى ؛ زيرا خردمند ، به ادب [و نصيحت] پند مى گيرد و حيوانات ، جز با زدن پند نمى گيرند.
٦ / ٨
پاداش دادن به نيكوكار
٩٩٦.امام على عليه السلام : بدكار را با پاداش دادن به نيكوكار ، [از كردار بدش] باز بدار .
٩٩٧.امام على عليه السلام ـ در سفارش نامه اش به مالك نبايد نيكوكار و بدكار در نزد تو يكسان باشند ؛ زيرا اين امر ، سبب بى رغبت شدن نيكوكاران به نيكوكارى و عادت كردن بدكاران به بدكارى مى شود ؛ بلكه با هر كدام از آنان ، چنان كه سزاوارند ، رفتار كن كه با اين شيوه ، خداوند به تو سودى بخشد و تو نيز يارانت را سود مى رسانى.