دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥١
٧٥٩.امام على عليه السلام : پيامبر خدا ، ميان يارانش برادرى افكند . من گفتم : اى پيامبر خدا! ميان يارانت برادرى افكندى و مرا تنها و بى برادر گذاشتى؟! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «تو را براى خودم ، آخر از همه قرار دادم . تو در دنيا و آخرت ، برادر منى . تو براى من چنانى كه هارون نسبت به موسى بود» . پس ، برخاستم و در حالى كه از شادى و خوش حالى مى گريستم ، اين ابيات را برخواندم : {٠ تو را با جان خود ، پاسدارى مى كنم ، اى برگزيده اى كه/ خداى مهربان ، به واسطه او ، ما را از كورى جهالت ، رهانيد . ٠} {٠ جانم به فدايت ، و جان من چه ارزشى دارد / در راه كسى كه با او از يك شاخه و ريشه ايم. ٠} {٠ و كسى كه نيايَش ، نياى من است و عمويش پدر من / و خانواده اش ، فرزندان من و دخترش ، همسر من . ٠} {٠ كسى كه وقتى كودك و نوجوان بودم ، مرا در آغوش خود گرفت / و با نيكى و نوشاندن هاى پياپى اش مرا جان بخشيد . ٠} {٠ كسى كه وقتى ميان حاضران برادرى افكند / مرا صدا زد و برادر خويشش خواند و فضل مرا آشكار ساخت . ٠} {٠ خيرت باد! تا زنده ام ، سپاس گزارم / به خاطر احسانى كه به من نمودى ، اى خاتم پيامبران! ٠}