دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٠
و از اين رو ، پيشوايان اسلام با بيان هاى گوناگون ، پيروان اين آيين را به فراگيرىِ ادب برانگيخته اند و از ترك آن بر حذر داشته اند تا آن جا كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد : إن اُجِّلتَ في عُمُرِكَ يَومَينِ ؛ فَاجعَل أحَدَهُما لِأَدَبِكَ لِتَستَعينَ بِهِ عَلى يَومِ مَوتِكَ . [١] اگر دو روز از عمرت باقى مانده بود ، يك روزِ آن را به ادب و تربيت خود اختصاص بده تا از آن براى روز مردنت كمك بگيرى . ادبى كه براى زندگىِ پس از مرگ انسان سودمند است ، ادب در برخورد با خداست؛ يعنى تبلور ارزش هاى الهى ، در زندگى پيش از مرگ . هر چه اين ادب بيشتر شود ، انسان به فلسفه آفرينش خود نزديك تر مى گردد و از بركات آن در دنيا و آخرت ، بهره افزون ترى خواهد برد كه : «عِندَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالْأَخِرَةِ . [٢] در نزد خداست پاداش دنيا و آخرت» .
چهار . خاستگاه هاى ادب
جمع بندى نصوصى كه اشاره به خاستگاه ها و ريشه هاى ادب دارند ، بدين گونه است كه ادب ، دو ريشه اصلى دارد : يكى وراثت و ديگرى تربيت ، چنان كه در حديث نبوى آمده است : النّاسُ مَعادِنُ ، وَالعِرقُ دَسّاسٌ ، وأدَبُ السّوءِ كَعِرقِ السّوءِ . [٣] مردم [چونان] معدن هايند ، و رگ و ريشه اثر دارد ، [٤] ، و ادبِ بد ، مانند رگ و ريشه بد است .
[١] ر. ك : ص ٢٢٨ ح ٨٣٥ .[٢] نساء : آيه ١٣٤ .[٣] ر. ك : ص ٢٣٦ ح ٨٥٨ .[٤] «شير را بچه همى مانَد بدو» يا : «از كوزه همان برون تراود كه در اوست» .