دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩
تحليلى درباره رازِ دوستى و دشمنى براى خدا
پيش از اين اشاره كرديم كه اسلام ، دين محبّت و برادرى است [١] و تشريع قانون برادرىِ دينى و تأكيد بر وجوب محبّت مسلمانان نسبت به يكديگر و تبيين آثار و بركات مادّى و معنوى آن براى ساماندهى جامعه ، نمونه اى است تا يكايك آنان ، خود را اعضاى يك پيكر احساس كنند و رسيدن به اين آرمان بلند ، تنها يك راه دارد و آن ، تربيت انسان هايى است كه يكديگر را براى خدا دوست داشته باشند ، نه با انگيزه اى ديگر. به سخن ديگر ، دوستى و برادرى با انگيزه الهى ، تنها راه ريشه كن كردن اختلافات و دشمنى ها و تحقّق جامعه آرمانىِ مبتنى بر دوستى است و جز از اين راه ، بشر به زندگىِ دلخواه ، نخواهد رسيد. اكنون ، با عنايت به احاديث اين فصل ، بايد به دو سؤال ، پاسخ داد: نخست اين كه: انگيزه الهى در دوستى و برادرى ، چگونه دشمنى ها را ريشه كن مى نمايد و جامعه انسانى را يك پارچه و متّحد مى نمايد؟ و سؤال ديگر اين كه: اگر اسلام ، خواستار جامعه مبتنى بر محبّت است ، چرا پيروان خود را به همان ميزان كه به دوستى با انگيزه الهى دعوت مى كند ، آنان را به دشمنى با انگيزه الهى تشويق مى نمايد و دشمنى براى خدا را مانند دوستى
[١] ر . ك : ص ١٤ (اسلام ، دينِ دوستى و برادرى) .[٢] ر . ك : ص ٤٣ (وجوب مهر ورزيدن براى خدا) .[٣] ر . ك : ص ٤٩ (محكم ترين دستگيره هاى ايمان) و ص ٥٣ (برترينْ اعمال) .