دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٧
٧٦٧.الأمالى طوسى ـ به نقل از عوف بن مالك ـ : روزى پيامبر خدا فرمود : «اى كاش برادرانم را ديده بودم!». ابو بكر و عمر گفتند : مگر ما برادران تو نيستيم؟ به تو ايمان آورديم و با تو هجرت كرديم . فرمود : «البته شما ايمان آورديد و هجرت كرديد ؛ [ولى] اى كاش برادرانم را ملاقات كرده بودم» . آن دو ، سخن خود را تكرار كردند. پيامبر خدا فرمود : «شما ياران منيد ؛ امّا برادران من ، آن كسانى هستند كه بعد از شما مى آيند ، به من ايمان مى آورند و دوستم مى دارند و يارى ام مى رسانند و تصديقم مى كنند ، در حالى كه مرا نديده اند. پس ، اى كاش برادرانم را ملاقات كرده بودم!» .
٧٦٨.صحيح مسلم ـ به نقل از ابو هريره ـ : پيامبر خدا به قبرستان رفت و فرمود : «درود بر شما ، اى ساكنان سراى گروه مؤمنان! ما نيز به خواست خدا ، به شما خواهيم پيوست . دوست داشتم كه برادرانمان را مى ديديم» . گفتند : مگر ما برادران تو نيستيم ، اى پيامبر خدا؟ فرمود : «شما ياران منيد . برادران ما ، آن كسانى هستند كه هنوز [به دنيا ]نيامده اند» . گفتند : اى پيامبر خدا! چگونه كسانى از امّتت را كه هنوز نيامده اند ، مى شناسى؟ فرمود : «به نظر شما ، اگر مردى از ميان رَمه اى از اسبان سياه يك دست ، اسبى با چهره و پاهاى سفيد داشته باشد ، اسبش را نمى شناسد؟» . گفتند : چرا ، اى پيامبر خدا! فرمود : «آنان نيز در حالى مى آيند كه بر اثر وضو ، چهره ها و پاهايشان سپيد است ، و من ، پيشرو [١] آنان بر كنار حوض [كوثر] هستم . بدانيد كه مردانى از حوض من ، دور رانده مى شوند ، چنان كه اشتر گم شده ، دور رانده مى شود ، و من صدايشان مى زنم : هان! بياييد! امّا گفته مى شود : اينان ، پس از تو [دين و آيين تو را ]تغيير دادند . پس ، من مى گويم : دور شوند ، دور شوند!» .
[١] فَرَط : آن كه بر قوم خود در رفتن به سوى آب ، پيشى جويد . آن كه جلوتر از قافله برود و براى آنان ريسمان ها و دلوها را آماده سازد و از چاه ، آب بكشد و آبگيرها را پُرآب كند (لسان العرب ، ذيل «فرط»). م .