دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩
٢ . منافات داشتن با حكمت اذان
تأمّل در احاديث فراوانى كه در منابع حديثىِ شيعه و اهل سنّت درباره حكمت اذان و فضايل و بركات آن وجود دارند ، [١] نشان مى دهد كه فلسفه اين عمل عبادى ، تنها اعلام وقت نماز نيست ؛ بلكه آثار فردى ، اجتماعى ، دنيوى و اخروى فراوانى بر آن مترتّب است . بدين ترتيب ، آيا مى توان باور كرد كه همه اين حكمت ها و بركات ، به دنبال رؤياى عبد اللّه بن زيد پديد آمده است و يا اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله فلسفه اذان را مى دانسته ؛ ولى از خودِ اذان ، بى اطّلاع بوده است؟!
٣ . تكذيب به وسيله اهل بيت عليهم السلام
خاندان رسالت عليهم السلام علاوه بر اين كه تأكيد مى كنند كه منشأ اذان ، وحى است ، به صراحت و با شدّت ، رواياتى را كه آغاز تشريع آن را مستند به رؤيا كرده اند ، تكذيب نموده و آن را با ايمان به نبوّت پيامبر صلى الله عليه و آله ، ناسازگار دانسته اند. اين ، در حالى است كه اگر هيچ دليلى جز تكذيب اهل بيت عليهم السلام در اين باره وجود نداشت ، براى اثبات نادرستى و مجعول بودن اين روايات ، كافى بود ؛ چرا كه : «أهل البيت أدرى بما فى البيت ؛ اهل خانه ، بهتر مى دانند كه در خانه چيست» . گفتنى است كه نه تنها اهل بيت عليهم السلام ، بلكه افرادى مانند محمّد بن حنفيّه نيز به بطلان اين روايات ، تصريح كرده اند . برهان الدين حلبى ، از ابو العلاء روايت كرده است كه : قلت لمحمّد ابن الحنفيّة : إنّا لنتحدّث أنّ بدء هذا الأذان كان من رؤيا رآها رجل من الأنصار في منامه ، قال : ففزع لذلك محمّد بن الحنفيّة فزعا شديدا وقال : عمدتم إلى ما هو الأصل في شرائع الإسلام ومعالم دينكم فزعمتم أنّه إنّما كان من رؤيا رآها رجل من الأنصار في منامه
[١] ر . ك : ص ٣٥٧ ح ١٠٥٦ و ١٠٥٧ .