دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٧
٨٠٣.الكافى ـ به نقل از على بن حَكَم از دعبل بن على ـ به نقل از على بن حَكَم از دعبل بن على [١] ـالكافى : او به خدمت امام رضا عليه السلام رسيد . امام امر كرد تا چيزى (صله) به او بدهند . دعبل آن را گرفت؛ اما سپاس خداوند نگفت . امام به او فرمود : «چرا سپاس خداوند را به جا نياوردى؟!» . دعبل مى گويد : بعدا خدمت ابوجعفر عليه السلام رسيدم و او دستور داد چيزى (صله اى) به من بدهند . من گفتم : خدا را سپاس . امام فرمود : «ادب را به جا آوردى».
٨٠٤.التفسير المنسوب إلى الامام العسكرى عليه السلام : امير مؤمنان عليه السلام فرمود : « «دو گواه از مردانتان» [يعنى ]از مسلمانانِ عادل و آزادتان [نه برده] » . فرمود : «آنان را گواه بگيريد تا از اين طريق ، هم طَلَب ها و اموالتان را حفظ كنيد و هم ادب و سفارش خداوند را به كار ببنديد ؛ زيرا كه در اين دو (ادب و سفارش خداوند) ، سود و بركت است ، و برخلاف آنها عمل نكنيد كه آن گاه كه پشيمانى سودتان نمى بخشد ، پشيمان خواهيد شد» .
٨٠٥.امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان {٠ به ادب و تربيت نفس خود پرداختم و براى آن / ادبى بهتر از تقواى الهى نيافتم ، ٠} {٠ در تمام حالاتش . و اگر از پس اين امر برنيامد ، / براى آن نيافتم ادبى بهتر از دم فرو بستن از دروغ ٠} {٠ و از غيبت كردن از مردم كه غيبت از مردم را / خداوند شكوهمند ، در كتاب هايش حرام كرده است . ٠} {٠ اگر سخن تو ، اى نفس / نقره باشد ، سكوت طلاست. ٠}
ر . ك : ص ٢١٩ (برترين ادب ها) .