دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٥
١٠٥٠.صحيح البخارى ـ به نقل از اَنَس ـ : مسلمانان ، چون زياد شدند ، صحبت از اين به ميان آوردند كه براى اطّلاع از فرا رسيدن وقت نماز ، نشانه اى قرار دهند و گفتند كه آتشى برافروزند ، يا ناقوسى به صدا در آورند ؛ امّا بلال ، مأمور شد كه [بندهاى] اذان را دو بار دو بار بگويد و [بندهاى] اِقامه را تك تك بگويد.
١ / ٢
ردّ برخى روايات درباره چگونگى تشريع اذان
١٠٥١.المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از سفيان بن ليل چون فرجام كار حسن بن على عليه السلام و معاويه به آن جا رسيد كه رسيد (پيمان صلح بسته شد) ، در مدينه بر آن امام وارد شدم ، در حالى كه ميان يارانش نشسته بود ... . در حضور ايشان از اذان ، سخن به ميان آورديم . يكى از ما گفت : آغاز اذان ، خوابى بود كه عبد اللّه بن زيد بن عاصم ديده بود. حسن بن على عليه السلام فرمود : «شأن اذان ، بالاتر از اين چيزهاست! اذان را جبرئيل عليه السلام در آسمان گفت و هر جمله[ى آن را] دو بار گفت و آن را به پيامبر خدا تعليم داد ، و اقامه را ، هر جمله[ى آن را] يك بار گفت و آن را نيز به پيامبر خدا آموخت» .
١٠٥٢.امام حسين عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از اذان وحى بر پيامبر شما نازل مى شود و با اين حال ، شما مى گوييد كه اذان را از عبد اللّه بن زيد گرفت؟! هرگز! از پدرم على بن ابى طالب عليه السلام شنيدم كه مى فرمايد : «خداوند ، زمانى كه پيامبر خدا را به معراج برد ، فرشته اى را فرو فرستاد و او دو به دو اذان گفت و يك به يك اقامه . سپس جبرئيل عليه السلام به او گفت : اى محمّد! اين گونه است اذان (اعلام وقت) نماز» .