دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٥
٤ / ٢
اى كاش مردم ، فضيلت اذان را مى دانستند!
١٠٨٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اگر مردم مى دانستند كه چه [فضيلتى] در اذان است ، بر سر [گفتن ]آن ، با يكديگر مى جنگيدند . [١]
١٠٨٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سه چيز است كه اگر امّت من بدانند كه چه [ فضيلتى] در آنها هست ، بر سر آن ، قرعه مى زنند (/با تير ، يكديگر را مى زنند) : اذان ، شتافتن به نماز جمعه ، و صف اوّل [ جماعت] .
١٠٨٧.امام على عليه السلام : گفتيم : اى پيامبر خدا! شما ما را چندان به اذان گفتن ترغيب كرديد كه ترسيديم امّت تو بر سر آن ، با شمشير به جان هم بيفتند! پيامبر خدا فرمود : «[ با اين حال ، ]اذان گفتن ، هرگز از فقيرانِ شما فراتر نخواهد رفت» .
١٠٨٨.امام على عليه السلام : پيامبر خدا فرمود : «براى مؤذّن ، در فاصله ميان اذان و اقامه پاداشى همانند مزد شهيدِ به خون غلتيده در راه خداست» . گفتم : اى پيامبر خدا! [ با اين ترغيب هاى شما] آنان بر سرِ گفتن اذان ، با شمشير به جان يكديگر خواهند افتاد! فرمود : «هرگز! زمانى بر مردم مى آيد كه اذان گفتن را به عهده فقيرانشان مى افكنند ، و آنان گوشت هايى هستند كه خداوند ، آنها را بر آتش حرام كرده است» .
[١] عبارت پايانى اين حديث ، در المصنّف ابن ابى شيبه ، «لتحارّوه» است كه چندان معناى روشنى ندارد ؛ امّا در إتحاف السادة المتّقين ، «لتحاربوه (با يكديگر مى جنگيدند)» آمده كه به قرينه احاديث بعد ، شايد همين درست باشد . يا شايد درستش ، «لتحرّوه» (از «تحرّى» به معناى : در دستيابى به چيزى يا در كارى يا گفتارى ، از همديگر پيشى گرفتن) باشد (ر . ك : النهاية : ج ١ ص ٣٧٦ «حرا») .