دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠
براى او واجب مى داند [١] و آنها را بهترين عمل و محكم ترين دستگيره هاى ايمان مى خواند [٢] و نهايتْ اين كه چه ضرورتى دارد كه انسان به جاى دوستى ، با ديگران ، دشمنى كند ؟ به علاوه ، دشمنى كردن با ديگران ، چه دردى از دردهاى اجتماعى را دوا و كدام مشكل را حل مى نمايد و در يك جمله : حكمت دشمنى براى خدا چيست؟
ريشه دشمنى
براى پاسخ به سؤال اوّل ، ابتدا بايد ديد ريشه دشمنى در چيست؟ در يك بررسى دقيق و همه جانبه ، به اين نتيجه مى رسيم كه ريشه همه دشمنى ها ، بلكه همه فتنه ها و فسادها ، خودخواهى است. جنگ ها ، خونريزى ها ، جنايت ها ، زشتى ها ، پليدى ها و همه رذايل اخلاقى و عملى ، ريشه در خودخواهى دارند و اگر اين اصلِ اصولِ فتنه ها علاج شود ، دشمنى ، جاى خود را به محبّت مى دهد و جامعه انسانى ، طعم شيرين محبّت و برادرى را خواهد چشيد.
علاج اساسىِ دشمنى ها
بنا بر اين ، براى علاج اساسى دشمنى ها ، بايد ريشه آنها ـ كه خودخواهى است ـ علاج شود ، و براى علاج خودخواهى ، راهى جز خداخواهى وجود ندارد. تا انسان ، خداخواه نشود ، از خود ، تهى نمى گردد و تا از خود ، تهى نگردد ، نمى تواند حقيقتا ديگرى را دوست داشته باشد . از اين رو ، در حديث قدسى آمده است:
[١] ر . ك : ص ٤٣ (وجوب مهر ورزيدن براى خدا) .[٢] ر . ك : ص ٤٩ (محكم ترين دستگيره هاى ايمان) و ص ٥٣ (برترينْ اعمال) .